تبليغاتX
زیتون
پنجشنبه یازدهم تیر 1388
باز هم فاجعه ای دیگر ...
ترکیدگی لوله نفت در مسیر انتقال نفت پلدختر به مرکزی موجب آلوده شدن دهها کیلومتر از مسیر رودخانه کشکان شد.

 در حادثه ای که ساعت 7 صبح امروز در مسیر خطوط انتقال نفت پلدختر رخ داد کیلومترها از آب رودخانه کشکان آلوده شد تا برای چندمین بار در طول سالهای اخیر این رودخانه شاهد تلفات بیشمار آبزیان باشد.

مدیر کل سازمان محیط زیست استان لرستان در اینباره گفت : در ساعت هفت صبح امروز یکی از لوله ها نفت مسیر سرکان مالکوه به سمت اراک در 30 کیلومتری پلدختر و در منطقه "جلگه خلج" دچار ترکیدگی شد

علی رحیم کاکاوند از ترکیدگی لوله نفت به عنوان یک "فاجعه زیست محیطی" یاد کرد و بیان داشت: در حال حاضر نفت وارد رودخانه کشکان شده و کیلومترها از مسیر این رودخانه را آلوده و آبزیان زیادی را تلف کرده است.

وی با تاکید بر اینکه تاکنون ترکیدگی لوله نفت مهار نشده است، افزود: نفت این لوله که یک لوله 10 اینچی انتقال نفت است هم اکنون با شدت در حال ورود به رودخانه کشکان است.

مدیر کل سازمان محیط زیست استان لرستان با اشاره به اعزام تیم کارشناسی این سازمان برای برآورد تلفات از دقایق اولیه صبح امروز، بیان داشت: پیش بینی می شود تاکنون هزاران قطعه از آبزیان منطقه تلف شده باشند.

کاکاوند ادامه داد: با توجه به اینکه رودخانه جریان دارد و از سوی دیگر با توجه به قرارگیری در فصل تابستان دبی آب رودخانه نیز پایین است خطر آلودگی و اتلاف آبزیان چند برابر شده است.

وی با تاکید بر اینکه ترکیدگی لوله نفت در مسیر رودخانه تخریب شدیدی ایجاد خواهد کرد، افزود: با توجه به عدم مهار این ترکیدگی و اینکه رودخانه کشکان از جمله رودخانه هایی است که به رودخانه سیمره می ریزد پیش بینی می شود تلفات ادامه داشته باشد.

مدیر کل سازمان محیط زیست استان لرستان با بیان اینکه از محل ترکیدگی تا شهر پلدختر آلوده شده است، یادآور شد: پیش بینی می شود تاکنون حدود 40 کیلومتر از مسیر رودخانه کشکان آلوده شده باشد.

کاکاوند با انتقاد از وضعیت لوله های انتقال نفت، خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه لرستان در مسیر ترانزیت شمال به جنوب است لوله های انتقال نفت از این منطقه عبور می کنند که هر ساله به علت پوسیدگی لوله ها و همچنین عدم ارزیابی زیست محیطی مسیر نصب لوله ها محیط زیست منطقه قربانی اینگونه حادثه ها شود.

وی یادآور شد: لوله های انتقال نفت در این منطقه بیش از 10 سال عمر دارند و تاکنون دچار خوردگی و پوسیدگی شده اند به طوریکه این چندمین حادثه ای است که در طول یکی دو سال اخیر در منطقه به وقوع پیوسته است.

 نشت نفت به رودخانه کشکان به گفته مدیر کل محیط زیست استان لرستان  همچنان مهار نشده و ادامه دارد.

منبع خبر : نفت نیوز

 

 


 

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 18:41 | | لینک به این مطلب
شنبه سی ام خرداد 1388
يك فاجعه زيست‌محيطي ديگر در راه است
تابناک : نايب رئيس انجمن مهندسي گاز ايران، نسبت به بروز فاجعه‌اي زيست‌محيطي بعد از انتقال گاز ترش از عسلويه به چاه‌هاي نفت آغاجري هشدار داد.

دكتر علي وطني در گفت‌وگو با مهر با اشاره به پيش‌بيني استفاده از فازهاي 6 و 7 و 8 براي انتقال گاز ترش به آغاجري گفت: در اين زمينه مطالعات دقيق علمي انجام داده‌ايم و متأسفانه اين پروژه توجيه زيست‌محيطي ندارد.

ضمن اينكه هنوز فازهاي مذكور راه نيفتاده‌اند ولي انتقال گاز ترش در هيچ جاي جهان با اين طول مسافت كه 510 كيلومتر است انجام نمي‌شود و گاز ترش تنها در مسيرهاي كوتاه و يا در كف دريا انتقال مي‌يابد.

اين استاد دانشگاه تهران تصميم انتقال گاز ترش به‌منظور تزريق به چاه‌هاي نفت آغاجري خوزستان را براساس مطالعات علمي داراي بار منفي در عرصه‌هاي زيستي و انساني دانست و افزود: حريم ايمن براي انتقال گاز ترش توسط اين خط لوله بين 1500 تا 1800 متر از طرفين اين خط است كه يعني 3 كيلومتر در دو طرف خط لوله هيچ جنبنده‌اي نمي‌تواند حركت كند.

دكتر وطني اضافه كرد: اگر قرار است 2 ميليارد متر مكعب گاز در اين خط لوله با اين مسافت (510 كيلومتر) انتقال يابد ،بدون ترديد گاز ترش انتقال مي‌يابد؛ چرا كه ظرفيت توليد اين همه گاز شيرين در اين مناطق وجود ندارد و بايد پرسيد آيا حريم 3 كيلومتري اين خط لوله ايزوله شده و عبور اين خط از دل شهرها و روستا‌هاي اطراف آسيبي به مردم نمي‌رساند؟

اين استاد دانشگاه با اشاره به سابقه 25 ساله خود در تدريس فرايندهاي گاز در دانشگاه تهران و دانشگاه شريف گفت: درصورتي كه گاز از اين لوله نشتي كند منجر به كشته شدن مردم خواهد شد و اين امر به از بين رفتن محيط‌زيست انساني و نابود كردن طبيعت نمي‌ارزد.

نايب رئيس انجمن مهندسي گاز ايران، هرگونه حوادث ناشي از نشتي گاز از اين خط لوله را حاوي گاز ترش و سمي و داراي عواقب بسيار خطرناك و فاجعه انساني عظيمي توصيف كرد و افزود: از آنجا كه در تركيب گاز فازهاي مذكور درصد بالايي گاز سولفيد هيدروژن موجود است، استنشاق اين گاز حتي به‌مدت يك ثانيه موجب مرگ آني تمامي موجوداتي كه در حريم اين خط لوله قرار دارند، مي‌شود.

اين اظهارات در حالي از سوي وطني اظهار مي‌شود كه نورالديني مديركل روابط عمومي وزارت نفت با رد گفته‌هاي دكتر وطني به مهر گفت: اين پروژه بزرگ‌ترين پروژه انتقال گاز در خاورميانه است و مطرح كردن اين بحث‌ها چندان جدي نيست و مطالعات ما نشان از بروز فاجعه زيست‌محيطي نمي‌دهد.

از سوي ديگر، دكتر اصيليان، معاون انساني سازمان محيط‌زيست كشور با بيان اينكه پيشنهاد مي‌دهيم مطالعات علمي استادان در اين زمينه به سازمان محيط‌زيست ارائه شود، يادآور شد: درصورت تاييد اين مستندات علمي مجريان طرح انتقال گاز را ملزم به اجراي تذكرات زيست‌محيطي يا توقف طرح مي‌كنيم.

اين مقام مسئول ارزيابي محيط‌زيستي و ارزيابي ريسك‌پذيري اين طرح را قابل توجه دانست و گفت: براساس قانون تمامي خطوط لوله انتقال فراورده‌ها و مواداوليه بايد داراي اين دو ارزيابي باشد تا اكوسيستم و مناطق چهار‌گانه محيط‌زيست و همين طور مناطق مسكوني را تحت‌تاثير قرار ندهد.

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 11:53 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
آقای رئیس جمهور سلام
راستش را بخواهید دوست ندارم مَثَلم ، مَثَلِ آن مُلّایی باشد که از او پرسیدند وسط زمین کجاست و پاسخ داد : « اینجا که من ایستادم ! » ، از این رو فکر نمی کنم در این لحظاتی که تازه نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری اعلام شده ، بتوانم مثل خیلی های دیگر  به خودم اجازه دهم اندیشه های خود و اطرافیانم را – هرچقدر متعدد و مشتاق – مرکز ثقل زمین بدانم و دیگران و عقایدشان را نادیده بگیرم و به هیچ انگارم ...

بچه که بودم مثل هر دختر بچه دیگری برای دلبری از پدر و به کُرسی نشاندن خواسته هایی که شاید اگر هر زمان دیگری بیانشان می کردم ، رضایت و موافقتی نصیبم نمیشد ، صبر می کردم در اوج خوشحالی او خواسته هایم را بیان کنم که مطمئن باشم «نه» نمی شنوم ...

گرچه کمی از آن روزها گذشته ، اما دوست دارم امروز که شادید و سرمست از پیروزی ، بدانید :

من - و شاید همه مردم کشورم - به همان اندازه که عزّت و اقتدار ملّی مان را در عرصه بین المللی محترم می شماریم ، خواستار صلح و دوستی و آرامشیم ...

به همان اندازه که عدالت اجتماعی را عزیز می داریم ، ثبات روزگارمان را نیز طلب می کنیم ...

همانقدر که شیفته داشتن موقعیت های شغلی و تحصیلی هستیم ، کیفیتشان هم برایمان اهمیت دارد ...

همان قدر که خواهان توسعه و سازندگی در کمترین بازه زمانی هستیم ، میراث ملّی و طبیعی مان هم برایمان مقدّس است ...

به همان میزان که امنیّت اجتماعی مان را از شما طلب می کنیم ، خواستار آرامش روحی و روانی مان هم هستیم ...

ما مردم ایران گرچه در اجرای دستورات دینی و شرعی مان متعصّبیم ، اما به همان اندازه  آرزومند برابری و برادری و محترم شماری کرامت های انسانی فارغ از دین و رنگ و نژاد و صد البته جنسیّتیم ...

و هزاران هزار خواسته دیگر هم از شما داریم که شاید اینجا و در این زمان مجال شرحشان نباشد ، اما قدر مشترکشان این است که برای به دست آوری هیچ یک از آنها، تحت هیچ شرایطی حاضر به قربانی آن دیگری نیستیم .

آقای رئیس جمهور

بار سنگینی بر دوش و مسئولیت بزرگی بر گردنتان است . باری که در پذیرش آن مختار بودید اما در به مقصد رساندن آن ، نه ...

حال که وظیفه خطیر ریاست جمهوری و پاسداری از منافع ملت را بر عهده گرفته اید ، انتظار می رود برای اجابت خواسته هایش ، دلسوزانه و  به بهترین وجه عمل کنید .

 متکامل تر و پخته تر از دیروز و با نگاه به آینده و دوراندیشی ...

حتم دارم هر لحظه در یادتان خواهد ماند که شما هم در کنار رهبری ، حافظ جان و مال و ناموس ملّت اید و می کوشید یا درایت و کاردانی خود و استفاده از تجربیّات پیشکسوتان این امانت گرانبها را به بهترین وجه پاس دارید .

به امید آن روز ...

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 18:19 | | لینک به این مطلب
شنبه شانزدهم خرداد 1388
این روزها ...

به راستی انسانیّت است که اینگونه شتابناک سر به افول دارد ؟!

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 17:14 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
کابوس !
تا اطلاع ثانوی :

به برنامه امتحانی زیر کمی دقت کنید لطفا " :

 

شنبه  16 خرداد                     حقوق مدنی 7 (قراردادهای ویژه )

شنبه  16 خرداد                     حقوق اداری

یکشنبه 17 خرداد                   حقوق مدنی 8 (ارث و وصیّت )

یکشنبه 17 خرداد                   حقوق بین الملل خصوصی 1

دوشنبه 18 خرداد                   حقوق تطبیقی

چهارشنبه 20 خرداد                عربی

چهارشنبه 20 خرداد                اصول فقه 2

چهارشنبه 20 خرداد                حقوق بین الملل خصوصی 2

چهارشنبه 20 خرداد                حقوق ارتباطات

پنجشنبه 21 خرداد                  کار تحقیقی ( امتحان کتبی )

یکشنبه 24 خرداد                   آئین دادرسی کیفری  

سه شنبه 26 خرداد                پزشکی قانونی

سه شنبه 26 خرداد                مالیه عمومی و اقتصاد دولت

 

پ . ن : اول از همه به این نکته دقت کنید که درس هایی که همرنگ نوشته شدن امتحانشون تو یک روز برگزار میشه و حتی بعضی هاشون همزمان در یک ساعت !

حالا اگر کسی با من و شیوه کارم و دوز بی خیالیم در مقوله درس خوندن آشنا باشه یقینا" می دونه که من اگه خیلی منّت گذاشته باشم ،  تازه درصددم با برخی اساتید دروس مربوط آشنا شم و احیانا" اگر خدا خواست کتاب یا جزوه ای دست و پا کنم !

در این بین ، علاوه بر این ها ، امتحان فاینال زبان و یک مصاحبه کاری هم بر حسب اتفاق همزمان شدن با امتحاناتم و دو روز بعد از آخرین امتحان هم ارائه کنفرانس دارم با موضوع « صدور قرار دستور موقت در دعاوی غیرمالی » که از بد حادثه تازه خبردار شدم !

و در انتها اگر نفسی باقی بمونه دو روز بعد جشن فارغ التحصیلی داریم و در انتها یک سفر رویایی ...

خلاصه اینها را گفتم که اینبار غیبتم موجه باشه !!

التماس دعا ....

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 13:35 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
گزارش کامل اولین همایش حقوق بشر و محیط زیست


بیست و سوم و بیست و چهارم اردیبهشت ماه امسال برای دانشگاهیان و اندیشمندان ایران - خصوصا" فعالان و نظریه پردازان عرصه حقوق بشر و محیط زیست – رنگ و بوی دیگری داشت . سرشار بود از تلاش و تکاپو برای هرچه بهتر برگزار شدن همایشی که هر جا می رفتی سخن از آن بود و روزنه امیدی به شمار می رفت برای همکاری هرچه بیشتر در زمینه حفاظت از محیط زیست در عرصه بین المللی ، در کنار زمینه سازی بهبود وضعیت محیط زیست کشور . همایشی با حضور اساتید مطرح و برجسته از پنج قاره جهان و حضور نمایندگان سازمان های بین المللی همچون برنامه محیط زیست ملل متحد ، اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت ، مرکز حقوق بشر و محیط زیست آمریکای لاتین و ...که به همت کرسی حقوق بشر ، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی ، در فضایی آرام و و ایده آل برای بحث و تبادل نظر ، برگزار و با استقبال بسیار رضایت بخش قشر فرهیخته و اندیشمند کشور مواجه شد . به طوری که ریاست محترم کرسی حقوق بشر ، جناب آقای دکتر کوشا ، در مراسم اختتامیه این همایش ،  آنرا نقطه روشنی در کارنامه علمی خود برشمرده و ضمن ابراز رضایت از روند برگزاری و قدردانی از تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی که مقدمات به مرحله عمل رسیدن این ایده ناب را فراهم نموده بودند ، نوید تکرار این گردهمایی را داد.

در این همایش دو روزه ، که بنا بود در انتهای آن بیانیه ای بین المللی به نام بیانیه تهران امضاء گردد ، گروهی از اساتید خبره در این زمینه علمی ، به تبیین دیدگاه کشورهای مختلف به مسئله حمایت از محیط زیست و جایگاه آن به عنوان یکی از حقوق اساسی بشری پرداخته و گروهی دیگر با ارائه گزارش های آماری در این زمینه و تشریح رویه کشور های موفق در حیطه حفاظت از محیط زیست -  به عنوان راهکاری برای دولت های ناکارآمد در این زمینه - پرداختند .

در اولین روز این همایش پس از سخنرانی دکتر جعفر کوشا و دکتر شعبانی – ریاست محترم دانشگاه شهید بهشتی -  و حضور حجت الاسلام رئیسی ، معاون اول قوه قضائیه در مراسم افتتاحیه ، نمایندگانی از دانشگاه های ایران ، استرالیا ، فرانسه ، و شورای حقوق بشر سازمان ملل ، مرکز صلح اسلو و برنامه محیط زیست ملل متحد به ارائه مطالب خود و تشریح مفاهیم پایه ای حقوق بشر و محیط زیست پرداختند .

در روز دوم پروفسور پرویز حسن پرویز – رئیس انجمن حقوق محیط زیست پاکستان -  طی ارائه ای متفاوت ، به بررسی روند تحول دیدگاه این کشور ، در رابطه با محیط زیست پرداخت. او پس از ذکر مختصری در مورد روند شکل گیری ارگانی مستقل برای حفاظت از محیط زیست در این کشور و بعد از آن تشکیل دادگاه تخصصی در این زمینه ، به بررسی عوامل مؤثر در ناکارآمدی اینگونه فعالیت های حمایتی در کشور های در حال توسعه پرداخته و ضعف در اجرای قوانین موجود را که به عقیده وی ناشی از سوء مدیریت است ، از معضلات اساسی محیط زیست اینگونه کشور ها خواند .

وی با ذکر این مسئله که تا چندی پیش مقوله حفاظت از محیط زیست در قانون اساسی کشور پاکستان جایگاهی نداشت ، خاطر نشان کرد که حتی با وجود بی اعتنایی قانونگزار به این مقوله نباید و نمی توان از آنچه در جهان و در عرصه بین المللی در حال وقوع است غافل ماند و تأکید کرد برای همگرایی با رویه جهانی در چنین شرایطی هم می بایست به دنبال راه حل گشت . وی با اشاره  به این نکته که گرچه صراحتا" ضرورت حفاظت از محیط زیست در قانون اساسی کشورش پیش بینی نشده بود ، تشریح کرد که چطور قشر حقوقدان و قضات دیوان عالی این کشور توانستند با درایت و کاردانی و با استناد به مواد دیگری از قانون اساسی شان که لزوم حمایت قوه قضائیه از حقوق بشر را پیش بینی کرده بود ، لزوم تأمین محیط زیست سالم را به عنوان یکی از زیر شاخه های حقوق بشر توجیه کرده و بدین ترتیب، پس از رایزنی با مجلس قانونگزاری این کشور ، قانون اساسی شان را در سال 1992 اصلاح کنند . وی پیام این رخداد را برای جهانیان ، وجود روزنه هایی نا مکشوف برای حمایت از محیط زیست دانست که می بایست تا زمان هست شناسایی شان کرد.

 

قابل ذکر است که از منظر این استاد با تجربه حقوق محیط زیست ، مهم ترین عامل موفقیت این کشور که حتی منجر به تغییر قانون اساسی شد نقش پررنگ رسانه های ملی در حساس سازی افکار عمومی بود . وی با اشاره به تأثیر ژرف این گونه وسایل ارتباط جمعی بر مخاطبان ، حساس سازی افکار عمومی را توسط رسانه های محلی عامل تحرّک در سیستم قضایی کشورش دانست به طوری که به تعبیر وی اگر رسانه ها همجهت با قضات و حقوقدانان طی طریق نمی نمودند ، در فرایند این تغییر هرگز به نتایج مطلوب دست نمی یافتند . ناگفته نماند که وی در پاسخ به پرسش یکی از حضار با مضمون ابراز نگرانی از تأثیر عکس بازتاب بیش از اندازه اخبار مرتبط با محیط زیست و منتج شدن این اقدام به حساسیت زدایی از افکار عمومی به جای حساس سازی آن ، اضافه کرد منظور از حساس سازی و آگاهی رسانی هرگز مخالفت های پر هیاهو با سیاست های دولت و بیان مسائل تخریبی نیست . بلکه برای رسیدن به نتیجه مطلوب می بایست همچون رویه ی موفق اتخاذی در کشور پاکستان ، مبنا را ارزیابی های علمی قرار داده و با برگزاری جلسات آموزشی و توجیهی متعدد برای خبرنگاران حوزه مربوط و یکپارچه کردن و جهت دهی آنها به سوی یک هدف واحد که همانا حفظ و حراست از میراث طبیعی است به مرور مردم را نیز همراه با سیاست های کلی کرد . و صد البته در کنار تمامی اینها باید آگاه و متوجه بود که تک جنبه ای بودن رسانه ها بر خلاف تصور برخی ، هرگز کمک نبوده و نیست ، چراکه خوانندگان پذیرای تنها یک جنبه از مسائل نیستند و نیاز به دیدی کلی وجود دارد .

علاوه بر آن وی صراحت و روشنی سیاست های اتخاذی دولت ها در زمینه محیط زیست را در عین حال که لازم عنوان کرد ، به تنهایی کافی ندانست و تأکید کرد سیاست های صریح نیز زمانی ارزشمند تلقی می شوند که چیزی فراتر از یک کاغذ نوشته باشند . دیگر دلایل تخریب محیط زیست و توسعه ناپایدار در کشورهای در حال توسعه از نقطه نظر پرویز حسن پرویز ، فقر و حتی بعضا " در مواردی فقدان اراده سیاسی بیان شد .

در ادامه این همایش ، پروفسور ابراهیم کابوگلو از کشور ترکیه ، مکانیسم های حقوقی تأمین محیط زیست سالم به عنوان یک حق بشری در قانون اساسی این کشور را مورد بحث قرار داده و آقایان دکتر حسن حبیبی از دانشگاه تهران و دکتر محمد حسین رمضانی قوام آبادی از دانشگاه شهید بهشتی به ترتیب "حق به محیط زیست به عنوان یک حق بشری در حقوق ایران" و " نحوه اجرای این حق " را تشریح کردند . رویه های کشور بریتانیا توسط خانم دکتر ملگوزا فیتز موریس از دانشگاه کویین مری لندن تبیین شد و دیدگاه کشور چین به این موضوع توسط پرفسور وانگ زی از دانشگاه شانگهای چین ارائه گردید.

در انتها نیز پس از ارائه گزارشی در ارتباط با کنفرانس 2005 محیط زیست با عنوان " صلح و گفتگوی تمدنها و فرهنگ ها " توسط آقای باقر اسدی از وزارت امور خارجه ، نماینده سازمان ملل متحد آقای باکاری کانته ضمن اشاراتی به دوران ریاست سرکار خانم دکتر ابتکار و ابراز رضایت از همکاری های دو جانبه شان در آن دوره و یک جمع بندی مختصر ، ضمن دوست دیرینه خواندن کشور ایران ، برای تداوم نشست های اینچنینی و تداوم همکاری با این کشور ابراز امیدواری کرد .

دکتر جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه نیز در مراسم اختتامیه ، از قربانیان جرایم زیست محیطی با وصف قربانیان خاموش یاد کرده و با اشاره به  ماده 3-122 لایحه قانون آئین دادرسی کیفری که به خوبی در جهت رفع محدودیت های حاصل از قوانین سنتی برای شکایت از مباشرین اینگونه جرایم پیش بینی شده بود افزود که گرچه این ماده از لایحه مذکور در دولت حذف شده است ، اما باید به ابقای آن توسط مجلس شورای اسلامی امیدوار بود .

خانم دکتر معصومه ابتکار – عضو شورای شهر تهران و رئیس سابق سازمان محیط زیست ایران – نیز با طرح سوالاتی مبنی بر چرایی فاصله میان گفته ها و مقررات موجود با عمل و اینکه آیا این شکاف ناشی از نگرش سیاستمداران است یا عدم پایداری اخلاقی آنها ، به خوبی توجه حضار را به دشواری های اجرایی کردن بحث های تئوریک جلب کرده و پس از اشاراتی در باب مطالبه گری و پرسش شهروندان ایران در زمینه برنامه های محیط زیست از کاندیدهای ریاست جمهوری در هفته های اخیر با توجه به نزدیکی انتخابات ، در یک جمله کوتاه دسترسی به محیط زیست سالم را حق مسلّم نوع بشر معرفی نمود.

دکتر کوشا نیز پس از نهی جرم زدایی جرایم زیست محیطی ، وجمع بندی این همایش دوروزه برای ثمردهی و انعکاس نتایج مطلوب اینگونه نشست های علمی ابراز امیدواری کرد . و بنا بر آن شد که تا چند روز آتی متن کامل بیانیه تهران به امضای نمایندگان کشور های شرکت کننده دز این همایش رسیده و منتشر گردد .

امید تا گامی باشد در جهت ترقی و پیشرفت علمی کشور و تغییر زاویه دید سیاستگزاران نسبت به محیط زیست و هدف قرار گیری توسعه پایدار به جای توسعه شتاب زده و افسار گسیخته کشورهای در حال توسعه ای چون ایران.

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 21:23 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
حرف هایی که در سکوت هست ...


اولین همایش حقوق بشر و محیط زیست هم با تمام خوبی ها و اندک کاستی هایی که داشت  به پایان رسید . هرچند متأسفانه هرگز هیچ گزارشی نمی تونه حتی یک صدم چیزی که رخ داده رو به تصویر بکشه ، اما فکر می کنم اگر بخوایم منصفانه قضاوت کنیم در کل نشست کم نظیری بود . حضور نمایندگان علمی کشورهای مختلف و نمایندگان سازمان های مطرح و معتبر بین المللی برای اولین بار در کشور برای بحث در حیطه موضوعی که شاید به جرأت بشه گفت در چند سال اخیر به طرز نابخردانه ای مهجور واقع شده جدا" جای امیدواری داشت . و به خوبی بیانگر این موضوع بود که همانطور که ریاست محترم کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی – بانی این گردهمایی بین المللی – در سخنانشون اشاره کردند ، در جایی که نقص و ناکارآمدی هایی وجود داره قشر دانشگاهی باید وارد عرصه عمل بشه و خلأ موجود رو پر کنه ...  البته نمی توان منکر شد که در این همایش هم مثل تمام نشست های علمی که برگزار میشه مشکل کلی گویی و تکرار مکررات به وفور دیده میشد و شاید حتی بعضی قسمت های همایش کسل کننده به نظر می رسید. اما اگر کسی کمی حوصله به خرج می داد متوجه موضوعاتی میشد که نه گفتنیست و نه نوشتتنی بلکه هر کس باید با چشم خودش ببینه و لمس کنه ...

در کنار تمام اینها چیزی که بسیار جای خوشحالی داشت ابراز تمایل نماینده برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد برای تداوم اینگونه همکاری ها بود و پس از اون نویدی که توسط برگزار کننده این همایش برای تلاش به منظور برگزاری مداوم و دوره ای این نشست علمی داده شد ...

البته صد افسوس در کنار تمام این نکات مثبت ، مواردی هم بود که مسلما" خاطر هر دلسوز محیط زیستی رو مکّدر می کرد که مهم ترین اونها شاید بی توجهی و عدم حضور رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست بود که در روز اول به بهانه نیاز به حضورشان در مجلس از شرکت در همایش امتناع کردند و در روز دوم هم ظاهرا" قائم مقامشون رو فرستادند که البته ایشون هم به طرز اعجاب انگیزی بر خلاف تمام افراد صاحب عنوان ، صبح خیلی زود ( قبل از شروع برنامه ) حضور به هم رساندن و به همان اندازه هم زود مجلس رو ترک کردند و بر خلاف تصوّر گویا حرفی هم برای گفتن نداشتند !

که البته این نگفتن خودش کلی حرف بود ...

به انضمام اینکه باید اعتراف کنم با مشاهده عزت و احترام یک زن ایرانی در مجامع بین المللی و تعاریفی که نماینده سازمان ملل از دکتر ابتکار و دوران ریاست ایشان کردند و ابراز رضایتشان  از همکاری های ایران در آن دوره ، جدا" در دل احساس غرور کردم و البته امید ...

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 12:9 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...

مثل همیشه منتظرش بودم تا بیاید ، مشتاق دیدارش بودم و تشنه شنیدن حرف های هیچگاه نگفته اش ، بی قرار شنیدن توضیحات هیچ وقت نداده اش ، حتی قانع به توجیه های ابتر و غیرقابل فهم اقدامات متحیّر العقولش ! هر چند می دانستم آنجا جای این حرف ها نیست . می دانستم که اگر بیاید مثل هر روز و همیشه آنچه را که خواهان شنیدنش هستم نخواهم شنید ، می دانستم که باید بنشینم و او از خدمات و زحماتش بگوید که چه رنجی برای تحققشان کشیده و من مثل همیشه فکر کنم چقدر بانمک میشد اگر فقط یک نیمروز داستان آن آدمک چوبی که اسمش یادم نیست حقیقت می یافت !

شاید باور نکنید ، اما باز هم دوست داشتم بیاید ! صرف آمدنش شاید – حتی بی تمام حرف هایی که تشنه شنیدنشان بودم – دل خوشم می کرد . به اینکه هست ... دست کم هست !

اما نیامد ... با اینکه وعده حضور داده بود .

دکتر فاطمه واعظ جوادی را همه می شناسیم . نه ؟ یکی از معروف ترین مدیران دولت نهم که قطع یقین همگی از راز شهرت خارق العاده اش با اطلاعیم . کسی که بنا بود سخنران افتتاحیه اولین همایش بین المللی حقوق بشر و محیط زیست در سطح منطقه باشد تا شاید باورمان شود ، او و سازمان متبوعش جز رعایت استانداردهای میز و صندلی و ناشناخته ماندن خواص عرقیات شیراز ، و  صد البته رعایت شئونات اسلامی دغدغه های دیگری هم دارند !!

شاید اشتباه می کنم ، اما با همان ذهن محدود و تجربه کم ، تصورم اینست که در جمع اساتید برتر بین المللی حوزه محیط زیست از پنج قاره جهان ، که بناست در پایان گرد همایی دو روزه شان ، سندی بین المللی به نام پایتخت کشورمان به امضاء برسانند ، بیش از هر چهره دیگری ، نیاز به حضور نماینده سازمان حفاظت از محیط زیست ( یا دست کم قائم مقام او ) مسلّم جلوه می کند .

در این لحظه که خسته تر از همیشه از اولین روز همایش بازگشته ام چیزی که بیش از همه ذهنم را به خود مشغول کرده اینست که آیا آن فلان مهمان خارجی که از آن سوی کره زمین به دعوت کشورم آنجا بود با خود فکر نمی کند که چرا محیط زیست ایران متولّی ندارد ؟ یا اگر دارد کجاست ؟!

از شما چه پنهان باز هم امید دارم که بیاید ..


تکمله : با تمام این فرافکنی هایی که کردم اخلاق و البته وجدان حکم می کند ذکر کنم سرکار خانم دکتر فاطمه واعظ جوادی ، ضمن پوزش از عدم امکان حضورشان در مراسم افتتاحیه - به دلیل نیاز به حضورشان در مجلس شورای اسلامی همزمان با این مراسم - وعده داده اند در مراسم اختتامیه ( یعنی فردا ) حضور به هم رسانده و جمع را از برکت حضورشان بی نصیب نگذارند .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 20:4 | | لینک به این مطلب
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین ...

 

انگار همین دیروز بود . بهم گفتن : « دیگه بزرگ شدی و باید بری مدرسه » تو عالم بچگی هام  ، به روش بچگونه خودم ، فوق حد تصور ، پکر شدم . یک ناشناس درونم ملتمسانه زجّه می زد که : « هی ...! من هنوز بچه ام ! شما چتون شده ؟! من نمیخوام برم مدرسه ! » اما فایده ای نداشت و اون موقع بود که برای اولین بار فهمیدم نمیشه جلوی گذر عمر ایستاد ... پس فقط دلم از سنگدلی دنیا گرفت !

این چند روزه ، در عین حال که پیام های تبریک بیست و دومین بهار زندگیم و حضور دلگرم کننده مهربانان بیشمار دور و اطرافم ، زندگی رو برام شادتر و رنگین تر از روزهای پیش کرده ،  حس کهنه ، اما فراموش شده ای دوباره به دلم چنگ انداخته . دوباره صدای همون طفل خیره سر و میشنوم که فریاد میزنه نمی خواد بزرگ شه !

 کسی چه می دونه ؟ شاید از رویارویی با دنیای وحشی و بیرحم خارج از چهاردیواری کودکی واهمه داره . یا شاید اصلا" توان چنین نبردی رو در خودش نمی بینه ...؟  

می خواستم بنویسم دوستتون دارم و از محبت های تک تکتون ممنونم . می خواستم بنویسم انتظار این همه لطف رو نداشتم و پیام های تبریکتون جدا" منو سورپرایز کرد . می خواستم بگم برام هیچ فرقی نیست بین کسایی که با دیدار حضوری و هدیه های آنچنانی شادم کردن یا کسایی که به یک کامنت خصوصی یا تلفن یا اس ام اس  اکتفا کردن . دوست داشتم بدونین برای من ، مهم اینه که به یادم بودین ...

ولی غیر از این حرف های کلیشه ای اما حقیقی ، می خوام بگم امروز ، کودک هراسونی رو می شناسم که دوست داره هنوز و تا همیشه در مأمن آغوش گرم مادرانه جا بگیره  و جام لالایی دلنوازش رو بی محابا و لاجرعه سربکشه . بی دغدغه فردا و فرداهای مبهم که چه خواهد شد ...می خوام بدونین  اون بچه امروز داره ترس از فردا رو با ذره ذره وجودش لمس می کنه ، به کنج دنج چهاردیواری امن کودکی هاش پناهنده شده ، عاجزانه و بی صدا اشک میریزه . اما صد افسوس که خیلی پیش تر فهمیده و می دونه جلوی گذر عمر نمیشه ایستاد !

می خوام بدونین اون بچه ترجیح میده برای همیشه با آرزوهای کوچیکش تو دنیای معصومانه کودکی بمونه اما انسانیّتش رو ارزون نفروشه ...

امروز در حسرت آن روزها دلم می گیرد ... و من نمی خواهم بزرگ باشم و رنگین و عاقل .

من دوست دارم یک من کوچک ، با آرزوهایی کوچک باشم .  اما ، انسان ...

یعنی میشه ؟!

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 14:32 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
سردبیر بی خیال من !

سال گذشته این موقع ، سردبیر دوست داشتنی و البته  بی خیالی داشتم که هروقت تو کار مشکلی پیش می اومد ، موقعی که عصبانیت و دلخوری منو می دید ، می خندید و می گفت : « وقتی سیب گاز می زنی و توش یه کرم درسته می بینی زیاد ناراحت نشو ، ممکن بود گازش بزنی و یه کرم نصفه ببینی !! »

اون زمان به خاطر مسئولیتی که بر عهده داشتم ، این حرف نه می تونست منو بخندونه و نه  معنیش برام ملموس بود . ( چون اعتقاد داشتم کاری که به عهده میگیرم باید به هر قیمتی به بهترین وجه و بدون ایراد انجام بشه ) واسه همین به جای خنده با دلخوری می گفتم : « آخرش این بی خیالی شما منو می کشه ... »

 غائله همیشه اینطور ختم می شد که نیم ساعت بعد آقای سردبیر یه سیب می آورد و به شوخی می گفت : « بیا امتحان کن ببین کرمش چه شکلیه ! » و من هم همیشه مجبور بودم به احترام موی سفیدش سیب رو بگیرم و به جای مشکل سابق ، رو برنامه بعدی تمرکز کنم .

الآن که مدتی از اون دوران شیرین و تجربه ناب میگذره ، بعضی وقتا فکر می کنم واقعا" اگه گاهی وقتا آدم اینجوری به مشکلات نگاه کنه زندگی خیلی ساده تر، و احیانا" زیباتر میشه ...

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 21:59 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
اولین همایش حقوق بشر و محیط زیست در ایران ...

کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی در نظر دارد " اولین کنفرانس بین المللی حقوق بشر و محیط زیست" را در تاریخ 23 و 24 اردیبهشت ماه سال 1388، با حضور جمعی از اساتید برجسته داخلی و خارجی و همچنین سازمانهای داخلی و بین المللی در مرکز همایش های ابوریحان بیرونی این دانشگاه برگزار نماید.

با همکاری:

برنامه محیط زیست ملل متحد (UNEP)

برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد (UNHRC)

اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN)

مرکز حقوق بشر و محیط زیست آمریکای لاتین (CEDHA)

سازمان حفاظت محیط زیست

شهرداری تهران

پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی

مرکز حقوق بشر دانشگاه تهران

اتحادیه کانون وکلای دادگستری

دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران

 

 

از همه عزیزان دانشگاهی، سازمان ها، اداره ها و... برای شرکت در این نشست دعوت می گردد. (شرکت برای عموم آزاد است)

برنامه کنفرانس بین المللی حقوق بشر و محیط زیست:

روز اول

چهارشنبه 23اردیبهشت 1388

افتتاحیه

زمان: 9:45-8:30

سرود ملی

قرائت قرآن مجید

معرفی برنامه

فیلم ویدئویی کوتاه از محیط زیست ایران

سخنرانی جناب آقای دکتر شعبانی ، رئیس محترم دانشگاه شهید بهشتی

سخنرانی جناب آقای دکترجعفر کوشا ، رئیس محترم مرکز و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی

سخنرانی یکی از مسئولین سازمان محیط زیست

سخنرانی یکی از مسئولین شهرداری  تهران

ارائه گزارش توسط دبیر محترم کنفرانس در ارتباط با نحوه کار کنفرانس و جلسات کنفرانس

پایان جلسة افتتاحیه

جلسه اول: مبانی، مفاهیم و رهیافت ها

10:15- 11:55

رئیس جلسه : نیکلاس رابینسون

آقای پروفسور داگلاس کیسر (دانشگاه ییل آمریکا ) -بنیان های مفهومی حقوق زیست محیط: چه کسی و چه چیزی باید حمایت شود؟

دکتر سید فضل اله موسوی ( دانشگاه تهران )- حق بر محیط زیست از دیدگاه اسلام

سرکار خانم دکتر لیندا هجار (دانشکده حقوق دانشگاه مکوری استرالیا)- شکل گیری و تحول مسائل زیست محیطی به عنوان حقوق بشر در حقوق بین الملل

سرکار خانم دکتر ژانت بلیک (دانشگاه شهید بهشتی) - حقوق فرهنگی و تنوع فرهنگی و حفاظت محیط زیست

جلسه دوم: مبانی، مفاهیم و رهیافت ها

14:00 – 15:40

رئیس جلسه : پروفسور پرویز حسن پرویز

آقای پروفسور نیکلاس رابینسون ( دانشگاه ییل و پیس آمریکا) - حقوق محیط زیست در قوانین اساسی

آقای پروفسور برنارد بوئر (دانشکده حقوق دانشگاه سیدنی استرالیا) - حقوق بشر و حفاظت از میراث انسانی

آقای دکتر جولین برجر ( شورای حقوق بشر سازمان ملل)- حق اقلیت ها و گروههای بومی به محیط زیست

آقای دکتر اوول مگنس تیسن (مرکز صلح اسلو)- ملاحظات اجتماعی و سیاسی تغییرات آب وهوایی

جلسه سوم: سازوکارهای منطقه ای و بین المللی

16:10- 17:50

رئیس جلسه : جناب آقای اسدی ، وزارت امور خارجه

آقای پروفسور میشل پر یور (دانشگاه لیموژ فرانسه)- حق به محیط زیست به عنوان حق بشری در اتحادیه اروپا و در قانون اساسی فرانسه

آقای پروفسورجرج دنیل تایلنت (آرژانتین،مرکز حقوق بشرومحیط زیست) - نگاه آمریکای لاتین به محیط زیست سالم به مثابة حق بشری: ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی مشکلات زیست محیطی

خانم دکتر الیزابت مرما (کارشناس ارشد حقوقی ،برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد)- عملگرایی قضایی درحفاظت از حقوق محیط زیستی

دینا شلتون (ارائه خلاصه توسط حسینی،دبیراجرایی)- آیا اقامه دعوی حقوق بشری می تواند مسئله تغییرات آب و هوایی را در برگیرد؟

جلسه چهارم: تجربیات و سازوکارهای ملی

پنج شنبه 24اردیبهشت 1388

8:30 – 10:10

رئیس جلسه : دکتر موسوی ، استاد دانشگاه تهران

دکتر پرویز حسن پرویز (رئیس انجمن حقوق محیط زیست پاکستان واستاد دانشگاه)- چالشهای حفاظت از محیط زیست در پاکستان : ایده ای برای یک برنامه عمل منطقه ای

آقای پروفسور میسوررامش (استاد دانشگاه ملی هند)- نگاه به حقوق محیط زیست به عنوان یک حق بشری در هند و اقدامات و مکانیسم های موجود در سطح ملی

آقای پروفسور ابراهیم کابوگلو ( ترکیه ، دانشگاه استانبول)- محیط زیست به عنوان یک حق بشری در ترکیه و مکانیسم های حقوقی در قانون اساسی

آقای دکتر محمد حسین رمضانی قوام آبادی ( دانشگاه شهیدبهشتی )- اجرای حق به محیط زیست در ایران

جلسه پنجم: تجربیات و ساز وکارهای ملی

12:10- 10:30

رئیس جلسه :پروفسور جمشید ممتاز ، دانشگاه تهران

آقای پروفسور وانگ زی ( دانشگاه شانگهای چین)- دیدگاه چین به محیط زیست به عنوان یک حق بشری مکانیسم های قانونی و حکومتی در این کشور

آقای دکتر حسن حبیبی ( دانشگاه تهران ، دانشکده حقوق)-  حق به محیط زیست به عنوان حق بشری در قوانین ایران

خانم دکتر ملگوزا فیتز موریس (دانشکده حقوق دانشگاه کویین مری) لندن- رویه های بریتانیا در حفاظت از محیط زیست با توجه به مسئله حق بر آب به عنوان یک حق بشری

آقای باقر اسدی (اداره کل امور بین المللی وزارت امورخارجه)- ارائه گزارشی درارتباط با کنفرانس 2005 محیط زیست ، صلح و گفتگوی تمدنها و فرهنگها

جلسه ششم : بررسی بیانیه کنفرانس

14:00 – 15:00

جلسه بررسی بیانیه کنفرانس توسط اساتید شرکت کننده

رئیس جلسه : آقای باکاری کانته، برنامه محیط زیست ملل متحد

 

پنج شنبه

15:30 – 16:45

جلسه اختتامیه

ارائه بیانیه نهایی کنفرانس توسط دبیر کنفرانس

سخنرانی آقای باکاری کانته ، نماینده برنامه محیط زیست ملل متحد

خانم دکتر معصومه ابتکار ، عضو محترم شورای شهر تهران و رئیس سابق سازمان محیط زیست

پروفسور مخدوم ، استاد محترم محیط زیست دانشگاه تهر ان

یکی از مسئولین قوه قضائیه

آقای دکتر جفعر کوشا ، رئیس محترم کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی

 

مکان : تهران - اوین - دانشگاه شهید بهشتی . مرکز همایش های بین المللی ابوریحان بیرونی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 11:18 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
این عکس به ما چی میگه ؟

خوبه این روزا یکم بیشتر حواسمون به دور و برمون باشه ... کافیه وقتی گنجشکای کوچیک حیاتمون غیر عادی و بیش از اندازه سر و صدا می کنن یه نگاهی به بیرون بندازیم . اینجور وقتا معمولا" با یه جوجه کوچولو مواجه میشیم که از لونه اش افتاده پایین و نیاز داره یکی دوباره بذارتش اون بالا تا به جای مرگ ، طعم شیرین زندگی رو بچشه ...
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 3:59 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
چند کتاب...

چند روزیه که دوباره با کتاب خونی آشتی کردم و شب ها رو کتاب به دست به صبح می رسونم . فقط نمی دونم چرا این حس و اشتیاق ، همیشه درست تو اوج سختی و فشردگی درسها به سراغم میاد و باعث میشه بیشتر وقت مطالعات درسیمو صرف خوندن کتابهای تقریبا" بی ربط بکنم . هرچند که معتقدم همین کتابهای بی ربطن که افکار آدما رو شکل می دن و آدم تا فکر مستقل و قوه تحلیل نداشته باشه نمی تونه از درسهایی که می خونه درست استفاده کنه ... چقدر دوست داشتم جایی درس بخونم که اساتیدش به کنجکاوی هام اهمیت بدن . چقدر دلم می خواست استاد سر کلاس خودش رو موظف ندونه یه چیز تکراری و کلیشه ای رو به خوردم بده ... چقدر آرزو داشتم سر کلاسی بنشینم که وظیفه استادش فقط تصحیح ایرادات احتمالی من از تحقیقاتم در حیطه موضوع درس باشه...

خوب دیگه . آرزو بر جوانان عیب نیست !

اما از این درد دل ها که بگذریم دلم می خواد چند تا کتاب رو از بین اونایی که تو چند روزه خوندم بهتون پیشنهاد کنم :

اولیش یک کتاب از لئو تولستوی بود به اسم "رستاخیز" که  پختگی افکار نویسنده با توجه به اینکه در سن هفتاد سالگی این کتاب رو نوشته بود در جزء جزء این اثر قابل لمسه . موضوع اصلی داستان در مورد محاکمه یک زن متهم به قتله ، که با وجود اثبات بی گناهی اش به دلیل اشتباه در بیان تصمیم هیئت منصفه محکوم می شه ! و بعد از اون در کشاکش داستان ، این حادثه کوچیک به فضای بزرگ و بی انتهای مسائل عمیق اجتماعی پیوند می خوره و نویسنده در خلال داستان عقاید حقوقیش رو بیان می کنه و به سبک و سیاق خودش به بشریّت پیام عدالت میده ....

دومیش یه کتاب خیلی ماه بود به اسم " مثل آب برای شکلات " که من خیلی دوستش داشتم . این کتاب اوج احساسات مخملی یک زن رو نشون میده ... هرچند به همین دلیل ممکنه برای آقایون زیاد جذاب نباشه . داستان دختریه که به خاطر یک سنت بی معنای قدیمی از ازدواج – که یکی از طبیعی ترین حقوق  هر انسانیه  _ محروم میشه . اول هر بخش با دستور پخت یک غذا شروع میشه و نویسنده خیلی ماهرانه بدون اینکه خواننده متوجه بشه آروم آروم اونو از آشپزخونه به عمق ماجرا میبره ... کلی احساساتم برانگیخته شد!

بعدی کتاب "قرارداد اجتماعی" بود اثر ژان ژاک روسو  ، که دست کم برای من یک نفر ، کلی جالب بود . البته هیچیش یادم نیست و فکر کنم باید دست کم چهار – پنج دور بخونمش تا درکش کنم . فعلا" فقط فهمیدمش ...

برای من که به خاطر سنگینی درسها چندان وقت مطالعه آزاد ندارم ، کتاب مفیدیه تا یک آشنایی مجمل از عقاید اندیشمندان و حقوقدانان به نام تاریخ پیدا کنم .

الآن هم دارم " عشق و شیاطین دیگر " رو می خونم . اثر گابریل گارسیا مارکز ....

خلاصه اینکه اگه کتاب خوب بهم معرفی کنین استقبال می کنم .

 

 توضیح : خوشبختانه اساتیدی هم دارم ( هرچند معدود ) که شاگردیشون به دنیا می ارزه ....

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 12:12 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
اگر شما میرحسین موسوی بودید ...
 

     از داشتن چنین طرفدار دو آتشه ای شاد می شدید یا شرمگین ؟!



نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:4 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
تلاش خوبه اما تقلا نه ! ( دلیل بی اعتقادی من به کمپین یک میلیون امضاء )
یه دختر بچه حریص و شکمو رو در نظر بگیرین که می خواد تمام محتویات میز غذا رو به بشقابش منتقل کنه ، با اینکه شاید در اون زمان سر جمع ، چند قاشق براش کافی باشه ( هرچند که بیشتر دلش می خواد ) و مامانش مدام بهش میگه همونی رو که کشیدی بخور ... اگه باز اشتها داشتی دوباره بردار ! سوال اینجاست که اگه فرضا" دخترک به حرف مامان گوش نکنه چه اتفاقی می افته ؟ ساده است . احیانا" با واکنشی از جانب او مواجه میشه که چندان هم برخورد خوشایندی نخواهد بود و اگر هم در نهایت بتونه همه غذاها رو بخوره همون غذاهای خوشمزه و وسوسه کننده باعث دل دردش میشن !

حالا بیاین این مثال ساده رو با یک واقعیت حساس اجتماعی تطبیق بدیم . در این چند روز بعد از نوشتن مطلب " حالا برّه منم یا تو ؟!!" با گلایه هایی رو به رو شدم که چرا به جای حمایت از هم نوعانی که در اوج از خود گذشتگی ، با تحمّل سختی ها و مشقات بسیار ، در صدد تغییر برای برابری و احقاق حقوق همچو منی هستند ، کارشون رو کم اجر کردم .

اما حتما" من هم دلیلی برای حرف هایی که می زنم دارم . مثالی که در مطلب قبل زدم به خوبی نشون می داد که حتی خیلی از فعالین حقوق زنان از حقوق شناخته شده خودشون ، توسط قانون مورد اعتراضشون ، بی خبرن و ناخواسته تن به بی عدالتی هایی  می دن که راه های نزدیک تر و بی دردسر تری برای اجتناب از اونها وجود داره . شاید برای خیلی ها شگفت انگیز باشه که بشنون  طبق قانون فعلی کشور پیش بینی حدود چهل و هشت شزط در عقد ازدواج امکان پذیره که می تونه شرایط ازدواج رو طبق قانون ، برابر و یا حتی به نفع زن وارونه کنه ! ( نه ! من نمی تونم لیستشون کنم )

البته این به این معنا نیست که من اعتراضی به قوانین فعلی ندارم و صد البته اونقدر با اجتماع مرد سالارانه ایران آشنا هستم که بدونم برای تمامی زن ها پیش بینی چنین شروطی در عقد ازدواج امکان پذیر نیست . اما سعی می کنم واقع بین باشم . بیاین فرض رو بر این بگذاریم که یک میلیون امضاء این کمپین جمع آوری شد و بر فرض محال قوانین تبعیض آمیز بر همین مبنا ، تغییر پیدا کرد و انواع ضمانت های اجرا برای تضمین حقوق زنان و جلوگیری از ظلم های تا به امروز روا داشته شده بر اونها پیش بینی شد . بی شک  دورنمای دل انگیزیه و اتوپیای من و خیلی های دیگه از جنس من  ... اما باید این حقیقت رو هم در نظر داشت که قانون و ضمانت اجراهای پیش بینی شده در اون ، در صورتی مؤثر خواهند بود که قانون شکن در اقلیّت و قانون  در انطباق کامل با نیاز ها ، خواست ها و بی شک عرف حاکم بر جامعه در زمان باشه ( لطفا" موقع خوندن این سطور اِسمال سیبیل ، قصّابِ جاهل سر دروازه غار رو در نظر داشته باشین که از هر شش ماه به طور میانگین ، سه ماهش رو  بابت قدّاره کشی و ضرب و جرح عمدی تو زندانه ، نه مرد های تحصیل کرده و روشنفکردور و اطرافتون )

 آیا اِسمال سیبیل فرض ما ، به این قوانین تن در میده و یک شبه تبدیل به مردی میشه که بی کم و کاست به حقوق همسرش احترام می ذاره یا اینکه همسرش در ازای کوچکترین مطالبه یک حق قانونی به جای قرار گرفتن در یک وضعیت نابرابر( وضعیت پیش از تدوین قوانین جدید )، مجنی علیه یک جنایت واقع میشه ؟!( در فرض مثال سطور اول ، دل درد گرفتن در اثر استفاده نا به جا از غذاهای خوشمزه  ) آیا قانونی که زمینه اجراش وجود نداشته باشه ارزشی بیش از یک شعار داره ؟ و آیا این قانون در یک بستر نامناسب ، سبب بی حرمتی ارزش های والای خیلی های ما - یعنی برابری نوع بشر فارغ از جنسیّت - نخواهد شد ؟ چنین سرکنگبینی جز فزونی صفرا چه نتیجه ای می تونه داشته باشه ؟!

پس می بینیم که صِرف تغییر قوانین نمی تونه کمک مؤثری برای زنان باشه و پیش از اون باید تغییر دیدگاه و آمادگی پذیرش در جامعه به وجود بیاد . در یک کلام باید از در دیگه ای وارد شد . پس بیاین با هم یک حساب سر انگشتی داشته باشیم ، کمپین یک میلیون امضاء بنا بر گفته بانیانش در سال ۸۵ شروع به کار کرد و متأسفانه پیگیرانش در موارد زیادی بهای سنگینی در ازای اعتقادشون پرداختن ( برای مثال اینجا رو ببینید )  و تا امروز تعداد امضاء ها حتی به یک میلیون هم نرسیده ( قرار بر این بود که تا قبل از رسیدن به این تعداد ، گزارشی از کمیّت امضاء ها منتشر نشه که تا به امروز نشده ) حالا در بدبینانه ترین حالت به این اعداد دقت کنید :

جمعیت ایران رو اگر ما ۷۰ میلیون نفر در نظر بگیریم و به صورت تخمینی ۲۰ % از این جمعیت رو بچه ، معلول ذهنی و از کار افتاده فرض ، و از کل کم کنیم ( یعنی ۱۴ میلیون نفر ) و از این ۵۶ میلیون نفر باقیمانده نصفش رو مرد در نظر بگیریم ، حدودا" ۲۸ میلیون زن در ایران وجود داره که باید از حقوقشون آگاه بشن . ( برگردین به مثال دختر بچه شکمو . باید همینی رو که داری استفاده کنی تا در صورت مطالبه بیشتر،  محکوم به خیلی چیزها نشی )

حالا اگر ما فرض رو بر این بگذاریم که در کل ایران تنها ۲۰۰۰ نفر فعال حقوق زنان وجود داشته باشه ( که رقم خیلی بیش از اینه ) ، اگه هر کدوم از این دو هزار نفر به جای تقلای بی نتیجه برای جمع آوری امضاء و قرار گرفتن در برابر دولت و تحمل تبعات اون ، تمام انرژیشون رو صرف اشراف کامل بر قوانین فعلی خانواده و بررسی راه هایی که امکان داره از طریق اونها وضعیت زنان رو تا حدودی تغییر داد بگذارن و در بدبینانه ترین حالت هر کدومشون در طول یک سال ، تنها بتونن بیست خانم رو از حقوق قانونیشون آگاه کنن ، در انتهای سال اول ما با احتساب دو هزار نفر آگاه اولیه ، چهل و دو هزار زن آگاه و مطالبه گر خواهیم داشت که مطمئنا" به سادگی قبل ، تن به پایمالی حقوق قانونیشون نخواهند داد . و به همین ترتیب اگر از اون به بعد ، تنها هر کس دانسته هاش رو در طول یک سال به پنج نفر دیگه منتقل کنه ، دویست و پنجاه و دو هزار مطالبه گر در پایان سال دوم ، و یک میلیون و پانصدو دوازده هزار نفر در پایان سال سوم ، و در نهایت پس از گذران حدود چهار سال و نیم ، تقریبا" جمعیتی معادل با تمام زنان ایرانی داریم که از حقوق پیش بینی شدشون تو قانون با خبرن ، که نه تنها به واسطه این آگاهی بسیاری از مشکلات شایع  اما ساده به مرور زمان ، حل میشه بلکه  بعد از گذران این مدت اگه هیچ زنی هم چنین درخواستی نداشته باشه به دلیل متحوّل شدن عرف "اکثریت" جامعه در عمل و تعارض قوانین با این عرف و رویه عملی ، الزاما" قانون به بازبینی نیاز پیدا می کنه ! ( خودم می دونم ضریب خطا با توجه به متغیر های فوت و رشد جمعیت و ... در حد توّهم زیاده ولی مهم اینه که به نتیجه گیریم خدشه ای وارد نمی کنه )

 در صورتی که بعد از گذشت حدود سه سال از آغاز به کار این کمپین ، نه تنها در عمل تغییر قابل توجهی حادث نشده بلکه حتی امضاء کنندگان این کمپین به یک میلیون نفر هم نرسیدن و ممکنه این به معنی عبث بودن ، یا دست کم در خوشبینانه ترین حالت ، دیر بازده بودن این حرکت باشه .

پس شاید بهتره اگه قصد محو کردن یا دست کم به حدأقل رسوندن یک معضل اجتماعی به نام تبعیض جنسیِتی رو داریم ، و راهی وجود داره که دیگران مدت ها در اون طی طریق کردن و به نتیجه ای نرسیدن ، به جای تقلا کردن و ادامه اون صراط غیر مستقیم و هرچه دورتر شدن از هدف اصلی ، به فکر چاره بهتری باشیم .

 البته ذکر این موضوع لازمه که  من نهایتا" یک نفر محسوب میشم و امکان داره میلیون ها انسان با عقایدی کاملا" متفاوت با من وجود داشته باشن که قطع یقین در کنار اینکه هرگز بر خلاف اعتقادم برای دفاع از حقوقم ، از راه پیشنهادی اونها وارد نمیشم اما برای عقایدشون و در حقیقت هدف متعالیشون احترام قائلم ....

 

تکمله : مؤکدا" تأکید می کنم که برای اجتناب از یک کلاغ چهل کلاغ شدن قوانین ، نیاز به تصحیح مداوم سوء برداشت های زنان توسط افراد آگاه و مُشرف به قوانین وجود داره .

توضیح : در مثال ذکر شده در مورد آگاهی پیدا کردن زنان از قوانین ، عددها با بدبینی و احتیاط تمام انتخاب شده بودند و مطمئنا" در عمل تعداد فعالین حقوق زنان و گسترش این آگاهی ها – با توجه به مؤثر بودن اونها که استقباال مردم رو در پی خواهد داشت – خیلی بیش از چیزیه که گفته شد .

پی نوشت : من حدود چهار ساله که دیپلم ریاضیم رو گذاشتم دم کوزه پس اگه  در محاسبات اشتباه داشتم به بزرگواری خودتون ببخشید ( و البته تذکر بدین )

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:7 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
حالا برّه منم یا تو ؟!!

تازه عروس با نیش تا بناگوش باز و سرمست از فَوَرانات خوشبختی و عاقبت به خیری، با آب و تابی وصف ناشدنی ، در باب روشن فکری همسر تازه یافت شده اش نُطق می کرد که چه انسان دوستانه پیشنهاد داده حق طلاق رو به خانمش واگذار کنه . من هم سعی داشتم با ضرب گرفتن روی میز به وسیله ناخون هام کمی اعصابم رو آروم کنم تا یک وقت خدای ناکرده لبخند زورکیم کمرنگ نشه که یک دفعه دیدم نگاه تمام زوجین خوشبخت میزهای کناری متوجّه ماست  و به نظر میاد زیاد منو دوست ندارن !!

هفت سال بود که این دوستِ دوست نداشتنی رو می شناختتم و از زمانی که یادم میاد از فعالان حقوق زنان بود و بارها و بارها تحقیرم کرده بود که چرا اینقدر برّه و رامی و هیچ اعتراضی نمی کنی !

و حالا دوباره بعد از سال ها می دیدمش ... پرسیدم گفتی چی می خونی ؟

خندید و گفت مکانیک می خوندم اما فلانی دوست نداشت (؟!) درس بخونم ولش کردم ! گفتم  پس رفتی سر کار ؟ قهقهه ای سر داد و گفت دلت خوشه ها ، کدوم کار ؟ اگه قرار بود همش راست راست بیرون خونه بچرخم که خوب درسمو ادامه می دادم !

به خنده گفتم خوب راست میگی . چه حُسنی بالاتر از حُسنِ بَعل( خوب شوهرداری کردن ) برای زن ؟!!

ما سر کلاس های حسابان سر تایم حل تمرین همیشه بحث داشتیم و این فعال حقوق زنان نصیحتم می کرد که اینقدر تو سری خور نباش و بیا از حقوقت دفاع کن . و یادم میاد وقتی اون زمان گفته بودم تمام مشکل زنان ایرانی اینه که کلاس اول دبستان می خونیم :« بابا نان داد » چقدر خندیده بود و برام طلب شفای عاجل کرده بود !

نور احمقانه کافی شاپ داشت دیوونم می  کرد و تنها فکرم اون لحظه این بود که چی میشد اینجا اینقدر کم نور نبود .

گفتم حالا کی عروسیه ؟ و به عادت همیشه به شوخی اضافه کردم گفته باشَما ... از شش ماه قبل باید به من بگی که رژیم بگیرم ! با نیش تا بناگوش باز ( الکی تأکید نمی کنم به خدا ! این نیشه یه لحظه هم بسته نمی شد !) گفت با فلانی نشستیم فکر کردیم دیدیم چه کاریه پولمونو بدیم یه شبه مردم بخورن . تصمیم گرفتیم بدون جشن بریم سر خونه زندگیمون . کلا" فلانی خیلی به نوآوری علاقه داره قرار گذاشتیم ماه عسل هم نریم جایی . می خوایم دو هفته از خونه بیرون نیایم ! مهریه هم یه شاخه گل به نشونه یگانگی خدا تعیین کردیم خیلی رمانتیکه نه ؟! (می خواستم بگم قربون شکلت این شاه داماد گویا فقط به نوآوری علاقه نداره ، الگوی مصرفم به شدت رعایت می کنه ...!)

 گفت نپرسیدی چیکارست ؟ ( تو دلم گفتم حتما" وکیل !) اما وقتی شنیدم واقعا" وکیله مُخم سوت کشید ! نمیشد شک نکنی که کاسه ای زیر نیم کاسه است !!!

با قیافه ای که کاملا" شبیه علامت سوال شده بود  ( اونایی که میشناسن منو دقیقا" می فهمن وقتی میگم شبیه علامت سوال منظورم چیه ) پرسیدم می تونی بگی حق طلاق رو تو عقدنامه دقیقا" چطور قید کردین ؟

 گفت خوب نوشتیم حق طلاق با منه دیگه !

به ... به ... واضح بود چرا آقای وکیل جنتلمن اونطور فردین گون چنین پیشنهادی به دوست جلبک مغز ما داده و این همه امتیاز گرفته !

سادشو اگه بخوام بگم ... طبق قانون ما ، شرطی مبنی بر اینکه مرد حق طلاق رو از خودش سلب کنه باطله و کأن لم یکن تلقی میشه ! ( یعنی چنین شرطی بود و نبودش تفاوتی نداره )

و برای اینکه زوجه ( زن ) بتونه از چنین حقی برخوردار بشه باید طی یک عقد لازم ( یعنی عقدی که از جانب طرفین بدون توافق قابل انحلال نیست ) ، از زوج ( مرد ) وکالت در طلاق بگیره .( یعنی در عین حال که حق طلاق مال مرده اما حق اِعمال اون با خانوم باشه  ) دلیل اینکه باید ضمن یک عقد لازم چنین وکالتی داده بشه اینه که وکالت یک عقد جایزه (به این معنی که موکّل هر زمان که اراده کنه می تونه وکیل رو عزل کنه) اما اگه این شرط ضمن یک عقد لازم گذاشته بشه ، شرطی که مفاد اون یک عقد جایز باشه ( در اینجا وکالت در طلاق ) ، از حیث غیر قابل انحلال بودن از جانب مشروط علیه ( یعنی آقاهه ) از قرار داد اصلی کسب لزوم می کنه ( یعنی آقا کور خونده که می تونه وکالتش رو پس بگیره ).

اما داستان به همینجا هم ختم نمیشه ! به خاطر اینکه دیگه هر کسی نمی تونه سرشو بندازه پائین بره دادگستری ، زن باید بتونه به یک وکیل ، وکالت بده برای طلاق . اما اگه مرد فقط به زن وکالت داده باشه چنین امکانی وجود نداره و زن یا باید بی خیال طلاق گرفتن بشه ، یا بره حقوق بخونه و بعدش کانون وکلا قبول بشه و کارآموزی وکالت رو بگذرونه تا بتونه جونشو آزاد کنه !

پس برای گرفتن حق طلاق باید مرد زن را ، برای طلاق همسرش ، وکیل ، و وکیل در توکیل بکنه ...

( من ساده گفتم به خدا ! )

البته بهش نگفتم که چه رو دستی خورده و فرض رو بر این گذاشتم که قاعدتا" وقتی یکی از طرفین در این حد سواری میده ، کارشون عمرا" به طلاق نمیکشه !

با همون نیش باز گفت تو چی ؟ قصد ازدواج نداری ؟

گفتم ازدواج ممکنه ، اما خریّت نه !

از در کافی شاپ که بیرون میومدم زیر لب گفتم حالا بدو هِی امضاء جمع کن !

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:50 | | لینک به این مطلب
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
جور دیگر باید دید ...
معلوم نیست مارا چه می شود که آنقدر بدبین و منفی باف شده ایم که از هر رخدادی بدترین برداشت ممکنه را داریم ؟!

هرچند بر خلاف آنچه دست کم در حرف به خوردمان داده اند عاقلانه نیست که همیشه نیمه پُر لیوان را ببینیم ، اما محض رضای خدا "گاهی" در کنار نیمه خالی ، نظری به نیمه پُرش هم بیندازید!

شوخی دوست خوبمان مهدی اشراقی ، نکات مثبتی هم در خود داشت که کاش به جای ابراز نگرانی از بی اعتبار شدن حرف هایش ( که صد البته دلیل معقولی برای آن وجود ندارد ) و شکایت و گله گذاری از بابت شوکی که برخی بی جهت دچارش شده اند ، کمی هم به آنها بپردازیم .

که چطور در عمل فهمیدیم خیلی از حرف هایی را که می شنویم نباید چشم بسته ، بی فکر و بی چون و چرا بپذیریم و اینکه متوجه باشیم افراد متشخّص و محبوب هم اگر چه در مواقع عادی دست به چنین کاری نمی زنند ، توان دروغ گفتن را دارند ! ( آن هم چه دروغ های نابی !)

و شاید بر خیلی هایمان آشکار شد که ادّعای امانت داری و رعایت اخلاق حرفه ای چیزیست و رعایتش در عمل چیز دیگری !

یاد گرفتیم استناد به امری نکنیم مگر اینکه قطعیّت و سندیّتش ، مسلّممان شود ...

و شاید این ماجرا تلنگری باشد که آگاه باشیم ، هر منبعی تحت یک اسم پر طمطراق شایسته اعتماد  نیست !

من شخصا" به جای خرده گیری بر دوست خوبم ترجیح می دهم شوخی وی را نوعی آموزش عملی تلقی کرده و از آن درس بگیرم ...

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 15:20 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388
چرا فکر می کنم مدیر گرین بلاگ شوخی می کند ؟!

(دلایل منحصرا" حسی هستند نه عقلی و منطقی )

عنوان مجرمانه اقدام علیه امنیت ملی این روز و روزگار مخوف ترین عنوانیست که حتی می تونه مو بر اندام بی پروا ترین انسان ها هم راست کنه . پس اصلا" با عقل جور در نمیاد که خانواده دوست عزیزمان جناب اشراقی با مشاهده احضاریه ای تحت عنوان تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی برای فرزند دلبندشون بتونن اونقدر خونسرد باشن که بلافاصله بهش این خبر رو ندن و جویای احوالش نشن چون قاعدتا" مردم در اینجور مواقع تنها خلاقیت ذهنیشون معمولا" تصور فرد مزبور بالای طناب دار در حال تاب خوردنه ! ( دور از جون ایشون و همه انسان ها البته )

و اگر هم به ایشون بلافاصله خبر داده باشن چون این اتهام کاملا" ناروا و عجیب و غریبه طبیعی ترین اقدام آقای اشراقی زدن پست مزبوره با عنوان شکایت سازمان محیط زیست از مدیر سایت گرین بلاگ. در صورتی که تاریخ مطلب ایشون مربوط به تعطیلات رسمیه !

و از طرف دیگه با توجه به اظهارات جناب اشراقی سازمان محیط زیست آنقدر کم توجه بوده که حتی متوجه نشده نویسنده گرین بلاگ ایشون نیستن و این یک سایت خبرخوان خودکاره . پس با توجه به اینکه در هیچ کجای سایت گرین بلاگ اسمی از ایشون نیومده کمی سوال برانگیز میشه این داستان ، که سازمان از کجا فهمیده ایشون یکی از افرادی بودن که برای راه اندازی این سایت تلاش کردند ؟ و از طرف دیگه مهدی اشراقی در راه اندازی گرین بلاگ تنها نبودند و قاعدتا" باید از همه دست اندرکاران شکایت میشد که ظاهرا" نشده .

همچنین طبق قوانین جزایی فعلی ایران فقط شخص حقیقی می تونه تحت تعقیب کیفری قرار بگیره  در صورتی که گرین بلاگ که اقدام  به انتشار اکاذیب (؟!) ما گرین بلاگی ها میکنه شخص نیست ! و بنابراین همونطور که سالهاست شاهد این تراژدی هستیم تنها اقدامی که علیه این سایت های خبرخوان می تونه صورت بگیره فیلتر کردن اونهاست نه شکایت از مدیرشون.

به انضمام اینکه قاعدتا" فرد متهم رو بابت یک فعل واحد ، تحت یک عنوان مجرمانه تحت تعقیب قرار میدن نه سه تا ! ( تشویش اذهان عمومی ، اقدام علیه امنیت ملی ، نشر اکاذیب )

قرین بودن این اتفاقات با روز سیزدهم فروردین هم مزید بر علت می شود که فکر کنم دوست خوبمان با ما سر شوخی دارد .

 

یک تذکر : جناب اشراقی عزیز درسته که نوشته های منتشر شده در گرین بلاگ هیچ ارتباطی با شما ندارند و از این بابت تحت تعقیب قرار نخواهید گرفت اما اقدام اخیرتون در عین جالب بودن و وا داشتن ما به احسنت گفتن به خلاقیت شما می تونه مصداق بارز تشویش اذهان عمومی دست کم در معنای عرفی اون باشه ! پس :

إحذَر یا أخی ...

یک انتقاد : دوست خوبمان شین . الف . شریفی در راستای حمایت از مهدی اشراقی چنین استدلالی آورده اند :« اگر مهدی متشاکی باشه، و مورد شکایت یا اتهام ایشان، اقدام علیه امنیت ملی ، چرا مدیران و گردانندگان بلاگفا و پرشین بلاگ و امثالهم به طریق اولی چنین جرم سنگینی رو نداشته باشن ؟» که در نوع خودش از نظر این حقیر ، غیر اخلاقی ترین دفاعیست که شاید مبادرت به آن از جانب دست کم کسانی که سبز اندیشند چندان درست نباشد .

اگر فردی به ناحق در معرض اتهام و تضییع حقوق حقه اش قرار دارد باید مردانه بایستد و از حقش دفاع کند و بر بی گناهی اش دلیل بیاورد نه آنکه بر دامان دیگران چنگ زند تا تنها غرق نشود !

در همین رابطه :

دوستان حقیقی بلاگستان از گرین بلاگ حمایت کنین لطفا" !

هرکس مسئول نوشته های خودش است !

در حمایت از گرین بلاگ و حق آزادی بیان البته با رعایت قوانین موجود !

وقتی که دروغ فضیلت می شود!


 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 12:35 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388
حقوق محیط زیست چقدر آینده دارد ؟

 امروز برای چندمین بار با کامنت یکی دیگر از دوستان مواجه شدم که در مورد رشته حقوق محیط زیست و آینده اون سوال کرده بود . دیدم بد نیست با توجه به اینکه اکثریت خوانندگان این وبلاگ از علاقه مندان محیط زیست هستند توضیحا تی رو به طور کلی بنویسم .

این گرایش ازحقوق  رشته نوپاییست که با توجه به نیازهای روزافزون جامعه جهانی به حفاظت از محیط زیست به وجود آمده و در حال حاضر کمتر از ده دانشگاه در جهان اقدام به تأسیس رشته حقوق محیط زیست کردن . و درکل قاره آسیا و منطقه خاورمیانه هم چنین رشته ای تا سال 1383 وجود نداشت تا اینکه پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی که در سال 1379 شروع به کار کرده بود با تصویب وزارت علوم و فناوری اقدام به پذیرش اولین گروه از دانشجویان این رشته کرد.


این مقدمه رو عجالتا" داشته باشید .

اما دوستان با سوال هایی که در مورد این رشته می پرسند مسلما" دنبال چنین جواب های کلیشه ای نیستند . و بیشترین کنجکاویشون در مورد آینده این رشته است .

میشه گفت در مجموع به خاطر تغییر هرچند لاک پشت وار دید جامعه نسبت به مقوله محیط زیست در کنار جدید بودن این رشته و به تبع اون کم بودن رقیب ، آینده خوبی برای فارغ التحصیلان این گرایش پیش بینی میشه . اما  "خوب" در این مورد، به معنی پردرآمد بودن نیست و بی شک نسبت به سایر گرایش های درآمد زای حقوق مثل حقوق خصوصی یا تجارت بین الملل تقریبا" میشه گفت این گرایش اصلا" به حساب نمیاد ! ( البته با احتساب مقادیری وجدان در وجود افراد !)

قبولی در این گرایش حقوق – مثل سایر گرایش های اون – تلاش زیادی رو طلب می کنه . خصوصا" برای کسایی که مدرک دوره کارشناسیشون رشته دیگه ای بوده و آشنائی با اصول اولیه حقوق ندارن که کارشون تقریبا" دو برابره .

البته این سختی در قبولی به دلیل گرایش زیاد داوطلبان آزمون ارشد به این گرایش نیست - حقوقدان ها تقریبا" این گرایش رو حقوق حساب نمی کنن !( حدأقل تو دلشون )-  و تنها دلیل سختی قبولی ، پذیرش تنها حدود 12 نفر در کل ایرانه ( تازه با احتساب شبانه و غیرانتفاعی ) و اینکه از دانشگاه آزاد هم خبری نیست !

کسی که می خواد در آزمون سراسری برای این رشته شرکت کنه به خاطر ضریب سه اون ،  باید زبان ( انگلیسی یا فرانسه ) نسبتا" عالی داشته باشه . و دلیل دیگه نیاز مبرم به زبان هم ، در دسترس نبودن منابع فارسی معتبر برای این رشته است که نتیجه اش تدریس دروس به زبان اصلیه که این ، کار رو برای کسایی که تا اینجاش تونستن از زیر بار زبان خوندن در برن کمی سخت می کنه .

اما از اونجایی که هیچ چیز در دنیا کامل و بی عیب و نقص نیست این رشته هم ایراداتی داره که مهم ترینشون نداشتن دوره دکترای این رشته در ایرانه که برای ادامه تحصیل دو راه پیش پاتون هست  :

اول ) برای دکترا گرایش حقوق بین الملل شرکت کنین که اگه دوره کارشناسی حقوق نخونده باشین تقریبا" قبولیتون محاله و اگه حقوق خونده باشین یه جور هفت خوان رستمه ! به خاطر اینکه اساتید دانشگاه های معتبر گرایش زیادی به پذیرش دانشجوهای دوره ارشد خودشون برای دوره  دکترا دارن و به این ترتیب علاوه بر هم دوره ای های خودتون دانشجوهای حقوق بین الملل از سرتاسر ایران – نه فقط دانشگاه شهید بهشتی – و دانشجوهای تجارت بین الملل که اونها هم به خاطر دکترا نداشتن مجبورن بین الملل شرکت کنن رقیباتون میشن . ( رقیبایی که بعضیاشون ترجیح دارن !)

دوم ) برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برین که در این گزینه هم دو تا مشکل سر راهتون هست . یکی اینکه معمولا" کشورهایی دکترای این گرایش رو دارن که برای پذیرش از اونها باید هزینه زیادی رو متحمل بشین ( مثل آمریکا و کانادا ) و دوم هم سختی پذیرش گرفتن از چنین دانشگاه هاییست که خودتون بهترین می دونین .

ایراد بعدی این رشته مربوط میشه به اساتیدش ! ( قصد جسارت ندارم البته ) ریاست گروه حقوق محیط زیست رو یکی از اساتید بی همتا و فوق العاده حقوق ایران دکتر اردشیر امیرارجمند ( رئیس اسبق کرسی حقوق بشرو استاد فعلی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی ) بر عهده دارن  و اساتید دیگری مثل دکتر محسن عبداللهی ، دکتر ضرغام غریبی ، دکتر میر شهبیز شافع ، دکتر محمد حسین رمضانی قوام آبادی و خانم دکتر ژانت الیزابت بلیک از اعضای هیئت علمی این گروه هستند که البته هر شش نفر نام بردگان دکترا حقوق بین الملل دارند و در حقیقت تخصص اصلیشون حقوق محیط زیست نیست . و این خودش می تونه باعث ضعف این گرایش نسبت به سایر گرایش های  جا افتاده تر حقوق باشه .

این گرایش تقریبا" زیر شاخه  سه شاخه اصلی حقوق یعنی حقوق جزا ، حقوق بین الملل و حقوق عمومی هست و تا امروز سه  پایان نامه از اون دفاع شدند .

در مجموع نظر من رو اگه بخواین حقوق بهترین رشته در دنیاست ! هر گرایشی که باشه ...


در همین رابطه :

ما از بقیه جلوتریم !

 

 

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 14:33 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه پنجم فروردین 1388
کیف می کنیم ...


بدین وسیله فوران شعف مندی و اوج کیفوریته مان را به اطلاع عموم رسانده و مراتب قدردانی مان را از شهرداری محترم بابت کاشت درخت در اماکنی که بی درختیشان سالها محل ابهام و سوال برایمان بود به جا می آوریم و شدیدا" متشکرمندناکیم که شهر کم تر شلوغمان را دراین ایام ذوق مرگی ، دوست داشتنی تر از همیشه کرده .

توضیح :

این تشکر الزاما" به این معنا نیست که بابت بدسلیقگی حضرات که در نهایت قساوت حس زیبایی شناسی ام را تحت شکنجه قرار داده اند و بی رحمانه رنگ سبز تاکسی بیسیمی (!) را با آبی نفتی و نور قرمز ست می کنن شاکی نبوده و از پل های عابر پیاده صورتی بدرنگ و تو ذوق بزن سطح شهر منزجر نیستم .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 12:35 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
ماهی بخرید ... خصوصا" قرمزش را !

 

 

دختر بچه مو فرفری با چشمان درشت میشی خیره مانده بود به آکواریوم پر از ماهی های قرمز و با لپ های بادکرده  سرخ و سفید ، لب های غنچه کرده کوچکش را مثل ماهی ها باز و بسته می کرد . طوری که در عمق چشمانش به وضوح می شد آرزوی داشتن یکی از آنها را دید .

همانطور که با انگشتان کوچکش مسیر حرکت ماهی ها را از پشت شیشه های آکواریم دنبال می کرد در فکر حرف های مادرش بود که هر سال می گفت: «می دانم دوست داری ماهی داشته باشی اما مطمئنم دلت نمیاد به خاطرتو این کوچولوهای طفلکی بمیرن.» و با همان بغض و تردیدی که هر سال به مادرش جواب می داد از خودش پرسید واقعا" پیش من می میرن ؟!

دخترک سالها ماهی نخرید وهمچنان مرگ موجوداتی را که دوستشان داشت شاهد بود ...

 حالا اما می خواهد ماهی بخرد ، حتی نه از نوع مقاومش و نه حتی یکی !

چند تا ماهی قرمز با یک تنگ خیلی بزرگ ،  تا مگر اینبار با نگهداری دلسوزانه شان در شرایطی مناسب دست کم به بقای یک موجود زنده کمک کرده باشد . موجودی که شاید مرگ در یک لگن بزرگ کثیف زیر تیغ آفتاب یا خفگی ناشی از کمبود اکسیژن در ظرف کوچکش ارمغان نخریدنش باشد ...

 

در همین رابطه :

مراقب دلسوزی های مشکوک برای حذف ماهی قرمز و سبزه از سفره هفت سین باشیم


توضیخ : روشنک شهبازی نویسنده وبلاگ زیتون با فاطمه متین فر (روشنک ) که در وبلاگ چشم های همیشه بیدار زمین می نویسند یکی نیستن  ... لطفا" اشتباه نگیرین !  

یک سوال : کسی می دونه آب شهری که چند ساعت مونده تا کلر زدایی بشه برای ماهی قرمز بهتره یا آب تصفیه شده ؟!(توسط دستگاه تصفیه آب خانگی )

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 23:1 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
سه سال پیش همین موقع ها ...( قسمت دوم )
 سرنوشت شکایت تشکل های زیست محیطی چه شد ؟

متأسفانه پس از ارجاع ، شعبه دوم بازپرسی کارکنان دولت ، طی تصمیمی محیّرالعقول به دلیل سبق ارجاع از رسیدگی و صدور رأی در مورد لایحه مذکور خودداری می نماید بدین معنا که معتقد است رسیدگی در مورد پرونده مذکور سابقا" صورت گرفته و محلی برای رسیدگی مجدد وجود ندارد !

اما منظور از پرونده ای که سابقا" مورد رسیدگی قرار گرفته کدام پرونده بود؟


هم زمان با جنجال قطع درختان لویزان ، معاونت حقوقی سازمان جنگل ها و مراتع به وکالت از سازمان محیط زیست ، پرونده شکایتی را با عنوان قطع بدون مجوز درختان پارک جنگلی لویزان (تصرف عدوانی بدون مجوز ) تنظیم و علیه شهرداری تهران اعلام جرم می نماید .

با این استدلال که واگذاری جنگل لویزان به شهرداری تهران که طبق ماده 3 قانون حفاظت و بهره برداری صورت گرفته ، واگذاری مدیریتی بوده و نه حقوقی و مالکیتی که بنابر آن شهرداری در حکم مستأجر سازمان جنگل هاست که تعدّی و تفریط وی ید امانی اش را تبدیل به ید ضمانی می کند که در نتیجه آن شهرداری ملزم به پرداخت غرامت می شود .

اما نکته جالب توجه اینجاست که پرونده مورد اشاره که این شعبه با استناد به آن از رسیدگی سر باز زده به کل پرونده ای متفاوت از پرونده مورد بحث ماست چرا که اولا" شاکی این دو پرونده یکی نبود ( اولی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی و دومی سازمان محیط زیست ) و در ثانی موضوعات متفاوتی داشته اند ( اولی مربوط به مالکیت جنگل ها و دومی در مورد قطع درختان بود) و بنابر این مثل روز روشن است که دادگاه وظیفه رسیدگی داشته که امتناع از آن تخلف انتظامی محسوب می شد و با یک اعتراض ساده امکان به جریان انداختن مجدد پرونده وجود داشته است .  

اما متأسفانه دیگر هیچ گونه پیگیری از سوی شاکیان صورت نگرفت و هیچ پاسخی از سوی دادسرا داده نشد و صد افسوس که ثمره اولین اقدام مشترک سازمان های غیردولتی زیست محیطی در خصوص یکی از تخریب های بی توجیه محیط زیست که با مستندات قانونی و از مجاری قانونی اقدام گردیده بود جز بی ثمری نبود ...

و اینگونه اتحادی که می توانست سرمنشأ خیرات و برکات زیادی برای محیط زیست کشورمان باشد ، شکل نگرفته از هم گسست .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:54 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
متن شکوائیه تشکل های زیست محیطی در پرونده تخریب جنگل لویزان (سال 84 )

بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت

با سلام و احترام

چنانچه مستحضرید ، در هفته های اخیر شاهد تخریب گسترده و قطع بی رویه درختان جنگل لویزان بوده ایم . این در حالیست که این اقدام با اعتراضات گسترده تشکلهای زیست محیطی تهران ، همچنان ادامه دارد . اکنون اینجانب سید محمد زمان دریاباری به وکالت از موکلین به شرح وکالتنامه و شکواییه پیوست ، در سه محور ذیل دفاعیات خود را معروض داشته و تقاضای رسیدگی به موضوع و پیگرد عاملین این اقدام و دستور موقت دائر بر جلوگیری از از قطع درختان لویزان تا صدور حکم قطعی را دارم .

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:53 | لینک به این مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
سه سال پیش همین موقع ها ...( قسمت اول )


در آن ایام من تازه وارد دانشگاه شده بودم و آنقدر خستگی کنکور و تنش هایش در تنم نشسته بود که اصلا" حوصله توجه به دور و برم را نداشتم . اما یکی از معدود خبرهایی که جسته گریخته دنبال می کردم داستان تخریب جنگل لویزان بود .

بی شک هنوز کسی فراموش نکرده آن دوران را که لودر های شهرداری به جان درختان لویزان افتاده بودند و یکی پس از دیگری نقش بر زمینشان می کردند .

مدت ها از آن زمان می گذرد ، اما این ماجرای دردناک و دلخراش که قلب هر دوستدار طبیعتی را جریحه دار می کرد ، جنبه های مثبتی داشت که شاید تا به حال کمتر کسی به آن پرداخته باشد .

بعید می دانم کسی شک داشته باشد که یکی از آفت های بزرگ دوستداران فعلی محیط زیست ایران ، تفرقه و عدم اتحادشان است که اگر اینچنین نبود شاید در خیلی از موارد جز آه و فغان و لعن و نفرین از صدر تا ذیل مسئولین و یا نهایتا" صدور یک بیانیه به ظاهر شدید اللحن اما در واقع با رعایت تمام مصلحت اندیشی ها ، کارهای مفیدتری هم قابل انجام بود !

کابوس قطع درختان لویزان اما ، در کنار تمام بدی هایش ، درسی در خود داشت که متأسفانه بنا به دلایل نامعلومی کمتر بیان گشت .

و این درس چیزی نبود جزء اتحادی که صد افسوس ، بعد آن به جای مستحکم تر شدن به بوته فراموشی سپرده شد .

اوایل بهمن ماه 1384 بود که درختان لویزان به جرم نانوشته قرار گرفتن در مسیر بزرگراه زین الدین که به منظور اتصال بزرگراه همت به سه راه آزمایش در شرق تهران در حال احداث بود یکی پس از دیگری ، نقش بر زمین شدند . چند هفته بعد واکنش های مردمی به چنین اقدامی شروع شد که اولین آن ، بیانیه ای بود با امضای چهل و یک سازمان غیر دولتی زیست محیطی با مضمون اعتراض به تخریب پارک جنگلی لویزان و قطع بیش ار هشت هزار اصله درخت جنگلی چهل ساله در طول دو هفته که در روزنامه شرق به چاپ رسید .( متن بیانیه و اسامی امضاء کنندگان آن در پست قبلی (!) آمده )

بعد آن نیز ، چهل و یک سازمان غیر دولتی زیست محیطی از تهران ، شبکه سازمان های غیر دولتی زیست محیطی تهران ، شبکه منطقه ای تشکل های زیست محیطی استان گیلان ، مازندران ، گلستان ، آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل ، کردستان ، ایلام ، کرمانشاه ، چهارمحال و بختیاری ، کرمان ، سیستان و بلوچستان ، سمنان و همدان نیز با انتشار بیانیه ای مشترک ضمن محکوم کردن قطع درختان ، خواستار توقف تخریب جنگل ، توسط دستگاه قضایی شدند و این اقدام شهرداری را که خود ، متوّلی فضای سبز است محکوم نمودند .

و این در نوع خودش کورسوی امیدی بود برای شروع اتحادی گسترده و ناگسستنی که می توانست ثمرات بی انتهایی برای محیط زیست در حاشیه مانده کشورمان داشته باشد  .

یکی از معدود دفعاتی بود که تمام استان های ایران در برابر قطع درختان نقطه ای دیگر از کشور واکنشی چنین گسترده و متحّد از خود نشان داده بودند . واکنشی در مقام خود ، قابل تعمّق .

اما مهم ترین اقدام و در زمان خود شاید بی نظیر ترین اقدام ، شکایت « شبکه سازمان های غیر دولتی محیط زیست و توسعه پایدار تهران » ( متشکل از جامعه جنگل بانی ایران ، انجمن کوهنوردان ، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ، موسسه توسعه سبز پایدار ، انجمن دوچرخه سواری پروانه سبز و انجمن جوانان حافظ طبیعت «دامون») از معاونت فنی شهرداری تهران بود که به دادسرای ویژه کارکنان دولت تسلیم شد .

 البته متأسفانه بنا به دلایل مبهمی ابتدا از ثبت این شکایت خودداری می گردید اما در نهایت با تلاش وکیل این پرونده و مستندات قانونی ارائه شده توسط او ، تظلم نامه فوق به ناچار ثبت و به شعبه دوم بازپرسی ارجاع گردید .

وکالت این پرونده را سید محمد زمان دریاباری ، کارشناس ارشد حقوق خصوصی از دانشگاه امام صادق بر عهده داشت که خود وی در آن زمان ریاست هیئت مدیره موسسه حامیان طبیعت پاک را بر عهده داشت .

وی دفاعیات خود را همراه با دلایل و مستندات ، بر سه محور استوار کرده بود که به ترتیب اهمیت - بر اساس قانون اساسی کشورمان - عبارت بودند از :

الف ) عدم انطباق تخریب محیط زیست و قطع درختان با آموزه های دینی و مذهبی و استناد به آیات و روایات متعددی در این زمینه

ب ) عدم انطباق قطع درختان جنگل ها با با مقررات الزام آور بین المللی و ذکر مستندات آن

ج ) ممنوعیت قطع درختان لویزان از منظر حقوق داخلی با ذکر دلایل

و صد البته برای جلوگیری از صدمات جبران ناپذیر بیشتر ، در کنار آن از مرجع رسیدگی تقاضای صدور دستور موقت مبنی بر جلوگیری از قطع درختان لویزان ، تا صدور حکم قطعی را نموده بود .

لایحه مذکور در تاریخ هفت اسفند 1384 برای رسیدگی ، تقدیم شعبه دوم بازپرسی کارکنان دولت گردید .

اما ....

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 13:26 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
بیانیه سازمان های غیردولتی در اعتراض به تخریب لویزان ( سال 84 )
متن بیانیه  چهل و یک سازمان غیر دولتی زیست محیطی به قطع درختان در لویزان در تاریخ هشت اسفند 84 :

«در اصل پنجاهم قانون اساسي ايران تاكيد شده است در جمهوري اسلامي حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشد داشته باشند وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليت هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است.»اين بيانيه مي افزايد: «ابتداي سال ۱۳۸۴ كه زمزمه تغيير مسير بزرگراه زين الدين از مسير مصوبه قبلي به پارك جنگلي لويزان و ضرورت قطع درختان شنيده شد اقداماتي از طرف سازمان هاي غيردولتي با تاكيد بر اينكه قطع درختان موجب آلودگي بيشتر هوا شده و در نتيجه در تعارض با بند الف ماده ۶۲ قانون برنامه چهارم توسعه است، انجام گرفت و اين سازمان ها با تجمع در مقابل سازمان حفاظت محيط زيست و ارائه نامه اي به معاونت محترم رئيس جمهور بررسي طرح و ايجاد تغييرات لازم در اين طرح كه منافي با بند ۵ ماده ۶۹ قانون برنامه چهارم توسعه كه ناظر بر توسعه فضاي سبز و جنگل هاي در دست كاشت است، خواستار شدند ولي تاكنون هيچ گونه اطلاعاتي در زمينه دلايل تغيير مسير طرح و انجام ارزيابي اثرات محيط زيستي و توجيه اقتصادي- اجتماعي آن و مجراي قانوني تصويب آن كه بايد بر آيين نامه نحوه بررسي و تصويب طرح هاي توسعه و عمران محلي ناحيه اي منطقه اي و ملي و مقررات شهرسازي و معماري كشور مصوب ۲۰/۱۰/۱۳۷۸ منطبق باشد، به عمل نيامده است. به همين دليل مصرانه از شهرداري تهران خواستار توقف عمليات اجرايي اين طرح هستيم.

اسامی امضاء کنندگان :

موسسه كوهستان سبز، باران سبز، خانه فرهنگ و توسعه پايدار، موسسه حاميان طبيعت پاك، فرا سبز، حفاظت از غارهاي ايران، موسسه ملي آفتاب المپيك، انجمن طرفداران محيط زيست ايران، نسل سبز، موسسه بوم ايران، انجمن حفظ و احياي باغ هاي ايراني، انجمن انسان و طبيعت، انجمن صلح آبي، انجمن خيريه جهان معاصر، انجمن حياط وحش و طبيعت ايران، گروه سبز نوجوان، غلام علي بسكي، كانون سبز فارس، انجمن روزنامه نگاران ايران، جامعه جنگلباني ايران، انجمن علمي جنگلباني ايران، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي كشور، شبكه سازمان هاي غير دولتي محيط زيست و توسعه پايدار منطقه تهران، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه شمال، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه شمال غرب، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه شرق، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه غرب، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه مركز، خانه سازمان هاي غير دولتي استان تهران.سازمان هاي غير دولتي: كانون بازنشستگان محيط زيست، جبه سبز ايران، حاميان انديشه سبز، موسسه توسعه سبز، كانون زن و توسعه پايدار، موسسه تحقيقات جنگل و مراتع، تلاشگران بقا، بوم پژوهان، بچه هاي آب، خانه شهروندان جوان، گروه ياد، انجمن خرد ورزان، انجمن حفظ محيط زيست كوهستان، جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست، انجمن جوانان حافظ زمين (دامون)، موسسه توسعه روستاي سبز (ايگرا)، گروه ديده بان كوهستان، گروه دوچرخه سواري پروانه سبز، انجمن آگاه سازان زيست.

گزارش روزنامه شرق را در اینجا می توانید ببینید .

/* /*]]>*/

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 13:19 | لینک به این مطلب
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
اولین تشکل زیست محیطی ایران کدام بود ؟

گویا ، در مراسم تجلیل از چهره های برتر محیط زیست که امروز توسط شهرداری تهران برگزار شد ، از دوست خوبمان ، جناب وحید نوروزی به عنوان مؤسس اولین تشکل زیست محیطی دانشجوئی تقدیر به عمل آمده که از قضا اول بودن موسسه آوای سبز برای برخی از دوستانمان سوال برانگیز بوده .

 در حقیقت  اولین سازمان مردم نهاد محیط زیستی ایران ، یک تشکل غیر رسمی بود که حرکت خود را از سال 1349  آغاز کرد . بانیان این تشکل گروهی از مردم روستای اشکذریزد بودند که به منظور مقابله با شن های روان اقدام به تشکیل آن نمودند.

پس بی شک آوای محیط زیست اولین تشکل نبوده . اما باید به قید " دانشجویی" که در عنوان تقدیر از ایشان آمده است هم توجه کنیم که با توجه به آمار موجود و بررسی پیشینه تشکیل تشکل های زیست محیطی ، به احتمال قریب به یقین ، ایشان موسس اولین سازمان مردم نهاد دانشجویی زیست محیطی بوده اند و جایی برای سوال و محلی برای ابهام نیست .

خصوصا" که این تشکل فعال ، در زمان و فضایی که به مسائل زیست محیطی از سویی و به تشکل های غیر دولتی از سوی دیگر ، خیلی کمتر از امروز بها داده می شد ،در کنار سایر فعالیت ها ، با پیگیری هایش نقش فعال و اثر گذاری در تعیین محور برنامه سوم توسعه در مورد جنگل ها داشته ، که خود به تنهایی قابل تقدیر است ...

شاید ذکر این موضوع نیز خالی از فایده نباشد که متأسفانه در طول مدت انقلاب و سالهای بعد آن به دلیل شرایط سخت جامعه ، رشد سازمان های مردم نهاد تا حدود زیادی کند و حتی می توان گفت متوقف گشت . تا اینکه  در اوایل سال 1370 به تدریج چهار الی پنج سازمان غیر دولتی زیست محیطی در کشور تشکیل شدند و این روند به تدریج شتاب گرفت ، به طوری که بنابر آمار بانک اطلاعاتی تشکل های زیست محیطی سازمان محیط زیست تعدادشان از 44 تشکل در سال 76 به 492 تشکل در سال 85 افزایش یافته . که در نوع خود رقم امیدوار کننده ایست ( هرچند که خیلی هایشان جز یک آدرس و نام موسس ، نشان دیگری ندارند ! )

تکمله :

این انتخاب را از همین جا به جناب نوروزی و دیگر عزیزانی که امروز لوح تقدیر دریافت کردند شادباش می گویم ، امید آنکه دلگرمی باشد برای تلاش و خدمت بیشتر به جامعه و حمایت از محیط زیست رنجور کشورمان .

 

در همین رابطه :

تجلیل از سی چهره برتر محیط زیست کشور - صدرالدین علی پور

جشن های جالب برای محیط زیست - حمیدرضامیرزاده

قالیباف و حاجی قوام - عباس محمدی

سی شخصیت برتر محیط زیست کشور-  وحید نوروزی

اندکی خاله بازی در حیطه محیط زیست - شین .الف. شریفی

گذشته محیط زیست ایران تاریک بود - نادرجفاجردی

تجلیل از سی شخصیت برتر زیست محیطی - آزاده نوازی

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 21:27 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
لی لی ما ، همان لیلی شماست ...


میگه :

" - بسه بابا شما هم کشتین مارو ! هی می گین آیندگان ، امانت آیندگان . اصلا" گور بابای آیندگان . ما چه گناهی کردیم از پیشرفت و صنعت و توسعمون بگذریم به خاطر دیگران ؟حالا که خدا بده برکت منابع غنی داریم . فعلا" استفاده می کنیم بعدش هم خدا بزرگه ! اصلا" از کجا معلوم تا دو سال دیگه یه شهاب سنگ به زمین نخوره نسل بشر منقرض شه ؟! واسه چی باید از عیش امروزمون بزنیم واسه آینده ای که بودنش قطعی نیست ؟!"

البته اینم در نوع خودش حرفیه ... راست میگن بندگان خدا ! از قدیم گفتن سیلی نقد به  از حلوای نسیه .

اما مشکل اینجاست که این عزیزان یه چیز کوچولو رو در محاسبات نجومیشون از قلم انداختن ! اینکه این آتیشی رو که امروز دارن روشن می کنن و اصلا" هم براشون مهم نیست که آیندگان رو تو خودش نابود می کنه دود غلیظی داره که اول از همه تو چشم خودشون میره !

چه دودی ؟

این دوستانی که امروز مدافعین محیط زیست رو محکوم به شکم سیری می کنن ، همون هایی هستند که از کمبود امکانات رفاهی و بی نظمی و ... دلشون خونه و احتمالا" گاه و بیگاه دولت و دولتینان و قانون اساسی رو زیر سوال می برن ( البته یواشکی و با ترس و لرز و ترجیحا" تو تاکسی !) حتی بعضا" حامیان محیط زیست رو مؤاخذه می کنن که وقتی این همه مشکلات داریم چرا شما به این موضوعات بی ربط می پردازین ؟ غافل از اینکه از قضا بحث ما چندان هم بی ربط به بحث اونها نیست .

چطور ؟

اصطلاح دولت رفاه ، به معنای دولتیه که علاوه بر برقراری نظم جامعه ، وظیفه تأمین امکانات رفاهی و نیازمندی های شهروندان رو هم بر عهده داره که امروزه اکثریت دولت ها یا از این دست اند یا به سمت رفاهی شدن در حرکت اند.

اما همین دولت رفاه به دو دسته تقسیم میشه . اول دولت رفاه دموکراتیک . که در این نوع ، قاعدتا" منابعی که صرف تأمین منافع عمومی میشه از شهروندان أخذ میشه ( به صورت مالیات ) یعنی به عبارتی دولت نقش بازتوزیع ثروت رو انجام میده به منظور بهبود وضعیت اقشار ضعیف .

( برای برقراری تعادل و جلوگیری از ایجاد شکاف طبقاتی )

اما در نوع دوم که اصطلاحا" دولت رفاه رانتیه خونده میشه دولت از محل منابع طبیعی و عمومی تأمین در آمد می کنه و به قول دوستان خدا بده برکت . داریم ، می خوریم !

اما فرق این دو دولت ؟

در دولت رفاه دموکراتیک ، روابط شهروندی مستحکم میشه به این توضیح که شهروندان به دلیل مالیاتی که پرداخت می کنن ، حق مطالبه دارن و به تبع مطالبه و سوال پیوسته مردم ، شفافیت و پاسخگویی دولت به وجود میاد .

( دیدین تو فیلم ها ، یارو می خوره زمین پا میشه داد و هوار می کنه که من مالیات میدم واسه چی خوردم زمین ؟! یا تا به یکی میگن بالای چشت ابروست، میگه من مالیات میدم حق ندارین باهام اینجوری برخورد کنین؟ این همونه !)

اما در دولت رفاه رانتیه ، به دلیل اینکه فی الواقع مردم جیره خوار دولت محسوب میشن ، حالت ارباب – رعیتی ایجاد میشه ، به این معنی که نه مردم امکان مطالبه و پرسش دارن و نه دولت الزامی برای شفافیت و پاسخگویی داره ( اینجوری میشه که تاکسی ها میشن دانشکده علوم سیاسی )

در نتیجه : دوست گلم ! شمایی که راه میری میگی ماها خوشی زده زیر دلمون که میگیم برداشت بی رویه از منابع طبیعی ممنوع ، و نصیحتمون می کنی که بریم مشکل این همه کمبود امکانات رو حل کنیم بدون که نتیجه مستقیم بحث ما همون چیزیه که خواسته شماست . ما فقط ادبیاتمون فرق می کنه ! حالا آیندگان هم فیض ببرن ! ما که بخیل نیستیم ...

 

 بی ربط :

یه بار دیگه به سبک نوشتن من گیر بدین سر به بیابون میذارما ! جدی می نویسم میگین سخته یه جور بنویس بفهمیم ، عامیانه و طنز می نویسم نگران میشین که چرا سبکم متحول شده !!

 

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:13 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
دلسوزی مجلسیان هم چنگی به دل نمی زند !
 

خودتان قضاوت کنید !

متن مصاحبه با نماینده مردم ارومیه در مجلس ، منتشر شده در شماره جدید همشهری جوان :

.آقاي قاضي پور بالاخره درياچه اروميه خشک مي شوديا نه ؟
...اين کار خداوند متعال است که متعادل کننده دنياست . خداوند بعضي مواقع مي خواهد نظم جهان طبيعت را به خواست خودش تغيير دهد .

.ولي منظور من از نظر علمي بود !
...از نظر علمي اش هم بخواهي ، خشک شدن درياچه اروميه دقيقاً به خشکسالي ربط دارد.

.سدسازي ها تأثيري نداشته است ؟
...نه ، اگر الآن همه آب هاي پشت سد را رها کنيم ، آب درياچه ۱۰ متر هم بالانمي آيد.

.ببخشيد پس الآن وظيفه مسؤولان چيست ؟
...وظيفه ما اين است که کمک کنيم تا خشک شدن درياچه اروميه را به تأخير بيندازيم ،‌يعني کمک کنيم اين درياچه به جاي ۷سال در ۱۵ سال خشک شود.

.اين واقعاً کمک بزرگي است ! به غير از اين کمک ديگري نمي توانيد بکنيد؟
...الآن کاري که مي توانيم بکنيم اين است که با کارگاه هاي مختلف ، نمک زياد درياچه اروميه را به شکل سنتي و صنعتي برداريم تا آخرکار بي نمک نمانيم .

.فکر مي کنم داريد شوخی مي کنيد ؟
...نه ،‌ما بايد غلظت درياچه اروميه را کم کنيم و و چه بهتر که در اين راه از نمک درياچه هم به خوبي استفاده کنيم .

.آخر پيشنهادي که شما يا مسؤولان ديگر مي دهيد، آدم احساس مي کند دغدغه زيادي نداريد!
...ببينيد! ۹۰ سال بيش از اين هم درياچه اروميه آن قدر کم عمق شد که مردم به راحتي مي توانستند از مسير خشک شده ، پياده از آذربايجان غربي به آذربايجان شرقي بروند .

.الان همين وضعيت است ؟
...بله ، ‌اين وضعيت طبيعي است .

.پس چرا پل ميانگذر زديد؟ صبر مي کرديد درياچه خشک شود تا يک جاده بزنيد!

...آخر ۳۰ سال پيش طرح اين پل داده شده ، ‌ما که نمي دانستيم درياچه دارد خشک مي شود.

.خب خيلي ممنون . حرف خاصي مانده است ؟
...اينکه هر برنامه ای که ما براي درياچه داريم فقط شعار است و طرح جامعي در دست مسؤولان نيست ، ‌پول هم که نداريم پس بايد منتظر خشک شدن درياچه بمانيم .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 9:0 | | لینک به این مطلب
جمعه شانزدهم اسفند 1387
پت و مت در سرزمین عجایب!

 

اصولا" بچه های دانشگاه ما دانشجوهای زنده دلی هستن که در کنار درس زیاد ، به جشن ها و برنامه های خاص هم اهمیت زیادی میدن و با نوآوری های خاصی معمولا" سرآمد برگزاری جشن ها در بین سایر دانشگاه ها میشن . و از اونجایی که ترجیح میدن بیشتر توجهشون رو معطوف درس و کتاب کنن به گونه ای کأنه اصحاب کهف اند! (البته نقش فضای گل و بلبل و طرف جوی و گذر رودش هم در تشدید این امور غیر قابل اغماضه .)

اما داستان دانشکده حقوق و 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 21:20 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
در آرامش بخواب ...

اگه گرفتاریم ، وقت نداریم یا دستمون بسته است برای کمک به هم نوعانمون ، اما در دل قصدش رو داریم. کار بزرگی هست که می تونیم انجام بدیم .

شاید هیچ وقت چنین اتفاقی نیفته اما نفس عمل ارزشمنده .

فکر کنید ...

من بعید می دونم که زیر خاک به اعضای بدنم احتیاج داشته باشم و فکر کردم شاید بد نباشه که بدمشون به یکی که لازم داره !

اگه شما هم خواستین چنین کاری کنین به اینجا مراجعه کنید .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 20:49 | | لینک به این مطلب