تبليغاتX
زیتون

زیتون

شاید دیگر به سختی بتوان کسی را یافت که داستان غمبارمبادله ببرهای سیبری و پلنگ های ایران را نشنیده باشد،

داستانی که نهایتش به مرگ ببر نر و کشتار دسته جمعه شیرهای باغ وحش ارم ختم شد.

در حالی که هنوز مسبب اصلی این تراژدی مشخص نشده است زمزمه هایی از ورود ببر نر دیگری برای ادامه پروژه احیای ببر مازندران به گوش میرسد.

خبری که بی شک پتکی ست بر سر تمامی طرفداران حقوق حیوانات.

این خبر را همراه با معرفی متهمین ردف اول تا سوم این آبروریزی ملی فردا در خبرگزاری مهر بخوانید.

بعدا اضافه شد: مشروح این گفتگو با نماینده مردم نوشهر را می توانید در ادامه مطلب نیز بخوانید.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 20:8 توسط روشنک شهبازی| |


در ایران باستان رسم بر این بود که ایرانیان در روز بهمنگان گوشت نمی خوردند، شکار نمی کردند و با پوشیدن لباس سفید و استفاده از غذاهای گیاهی جشن بر پا می کردند چرا که معتقد بودند فروزه پاک و جاوید بهمن در جهان مادی موکل حیوانات است.

 چندیست که طرفداران حقوق حیوانات در ایران روز بهمنگان را که یکی از جلوه ها و ویژگیهای آن حمایت از حیوانات بوده است به عنوان روزی ملی برای حمایت از حقوق حیوانات گرامی می دارند. اما متاسفانه این روزها رفتار برخی از مردم نسبت به جانداران از مسیری که در خور اشرف مخلوقات است منحرف شده به طوری که حیوانات بر مبنای باورهای اشتباه یا بعضا خرافی مورد آزار و اذیت یا در خوشبینانه ترین حالت مورد بی توجهی قرار می گیرند.

این در حالیست که گشتی در تاریخ این سرزمین به افکاری متعالی در این زمینه رهنمونمان می کند. در آیین مزدیسنا که در زمان ساسانیان رواج داشته نیکی و ترحم به حیوانات از رواج و اهمیت خاصی برخوردار بوده و در آیین مانی و مزدک نیز برای حیوانات اهمیت خاصی قائل بودند به طوریکه برگزیدگان و روحانیون این آیین از خوردن گوشت حیوانات و هرگونه آزار رساندن به آنها امتناع می کردند و کشتار بیهوده حیوانات به شدت نهی می شد.

پس از ورود اسلام به ایران رفتار شایسته مردمان این کشور با سایر مخلوقات مورد تأیید و تشویق این دین قرار گرفت. در احادیث نیز بر رفتار توام با لطف و مهربانی نسبت به سایر مخلوقات پروردگار تاکید فراوان شده است. تا آنجا که پیغام آور این دین حضرت محمد (ص) می فرماید:«همه مخلوقات مثل یک خانواده خداوند هستند و او کسی را بیش از همه دوست دارد که بیش از همه نسبت به خانواده خود مهربان باشد.»

بر طبق آموزه های دین اسلام تحمیل رنج و درد بر مخلوقات بی گناه و بی دفاع خداوند در هیچ شرایطی جایز نیست چرا که تمامی جانها محترم و شایسته حفظ و حمایت اند.

انسان که اشرف مخلوقات نامیده شده است به واسطه قدرت درک و تعقل خود قدرت تسلط بر سایر ساکنان این کره خاکی را داشته و از این جهت مسئول هر بی عدالتی شناخته می شود که بر هر یک از مخلوقات خداوند روا شود.

در کشورهای اروپایی متعددی نیز در سال های اخیر رویکردی تازه نسبت به حقوق حیوانات شکل گرفته است. آنها دیگر به عنوان اشیائی که صرفا مورد مالکیت و تصرف قرار می گیرند تلقی نشده و قدرت درک و از آن مهم تر جانشان به رسمیت شناخته می شود تا آنجا که در مواردی رفتار غیر انسانی با حیوانات مجازات می شود.

اصل احترام به ارزش ذاتی حیات تمامی جانداران آنگونه که آمد چه از منظر دین، چه فرهنگ و چه پیشرفت اصلی قابل دفاع و لازم الدفاع است که برای تحقق آن باید از طرق مختلفی همچون آگاهی رسانی، فرهنگ سازی و حتی قانونگزاری وارد شد.

البته حقوق حیوانات در قوانین فعلی نیز به طور پراکنده دیده شده است. از آن جمله علاوه بر اصل 50 قانون اساسی که حفاظت از محیط زیست به معنای اعم آن را مورد توجه قرار داده، می توان به قانون شکار و صید مصوب 11 بهمن 1335 اشاره کرد که مبانی حمایت از حقوق حیوانات از جمله حفظ و نگهداری حیوانات در برابر گرسنگی، تشنگی  و صید و شکار بی رویه و عوامل و حوادث نامساعد جوی و طبیعی مانند حریق و سیل و بیماریهای واگیردار و فراهم آوردن موجبات و محیط مساعد جهت تکثیر و پرورش حیوانات و کوشش در اصلاح نژادشان در کنار تنظیم و اجرای برنامه های آموزشی به منظور برانگیختن حس حیوان دوستی در کشور و تنویر افکار عمومی در آن به چشم می خورد.

در آخر شاید ذکر این گفته گاندی اندیشمند هندی خالی از لطف نباشد که« نوع برداشت ما از حیوانات و چگونگی برخورد با آنها یکی از راههای سنجش میزان تعالی و پیشرفت یک ملت است»

این تفکریست که گاندی بیش از شصت سال پیش به آن رسیده بود. تفکری که متأسفانه در جامعه ما هنوز کسانی هستند که آن را تجملی و لوکس می پندارند و حتی طرفداران این تفکر را به سخره می گیرند.

متن این گزارش را می توانید در خبرگزاری مهر ببینید.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 8:14 توسط روشنک شهبازی| |


به خدا قسم برام صرف نداره . خدا وکیلی دارم بدون سود این جنس رو بهتون میدم . خدا شاهده قیمت خریدم بالاتر از اینه ....

این جمله ها برای همه ما آشناست. قسم های دروغی که هر روز می شنویم و از بد حادثه بهشان خو گرفته ایم و جزئی از زندگی مان شده اند . گویی این روزها دیگر خیلی چیزها قبح سابق را ندارد .

تا آنجا که برخی آنچنان با وجدانشان کنار آمده اند که بدون هیچ گونه شناختی از طرفین دعوی به محاکم رفته، دست بر قرآن می گذارند و به سود یکی و ضرر دیگری شهادت می دهند . بی توجه به آنکه به واسطه آن چند جمله شاید، خونی پایمال و کاشانه ای ویران شود .

می گویند روزی قلمی از قلمدان قاضی افتاد . شخصی گفت :«جناب قاضی! کلنگ خود را بردارید»

قاضی خشمگین از این گفته مرد پاسخ داد :« مردک! تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نمی شناسی؟!»

مرد گفت:« هرچه هست باشد. تو با همان، خانه ام را ویران کردی»

این حکایت، بیانیست روشن از میزان حساسیت مسئله قضا . که صد البته محدود به قاضی و قضاوتش نیست و تمامی اصحاب آن از جمله وکلا و شهود را هم شامل می شود.

و بی شباهت به فاجعه نیست که امروزه شهادت کذب، برای برخی منبع درآمد شده . آفتی که هر روزه گروهی را به گرداب بی عدالتی می کشاند .

متن گزارشم در این رابطه را می توانید در خبرگزاری مهر یا ادامه مطلب بخوانید .


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 18:32 توسط روشنک شهبازی| |


بیست و دو سال پیش هراتی نماینده مردم ایران در صحن علنی مجلس اعلام کرد که اگر بیست سال دیگر این آلودگی ادامه بیابد هوای تهران دیگر قابل تنفس، و محیطش قابل زیست نیست . (1)

آن زمان این هشدار برای خیلی ها در حکم مزاح بود . اما زنگ خطرهای پی در پی این چند سال اخیر اوضاع را ملموس تر از همیشه کرد . محیطی غیر قابل زیست شاید مناسب ترین عنوان برای شهری باشد که در طول یک ماه حتی یک روز پاک را هم تجربه نکرده و تنفس در آن 4000 نفر را راهی قبرستان می کند .

پای بحث آلودگی هوا اولین بار توسط روحانی، یکی از نمایندگان خانه ملت، در سال 1346 به مجلس شورای ملی باز شد . او اقدامات وزارت کشور در راستای بهبود بهداشت شهر و جلوگیری از آلودگی هوای تهران و انتشار دود را گامی امیدوار کننده و نماد سوق یابی کشور به سمت امور زیربنایی می پنداشت . هر چند مجلس آن دوران قانونگزاری در این زمینه را لازم ندید .(2)

پیشینه اولین توجه جدی به این مقوله بر می گردد به زمانی که مرحوم دکتر تقی ابتکار در سال 1354 پیشنهاد مقابله با آلودگی هوای تهران را در قالب طرحی به شهردار وقت پایتخت ارائه نمود. هر چند که این اولین توجه وی به این معضل نبود و مقالات وی در مجله محیط شناسی دانشگاه تهران از جمله مقاله ای تحت عنوان  «وسایل نقلیه موتوری و آلودگی هوا» در سال 53 (3)و تلاش او برای ساخت اولین نمونه خودروی گازسوز در سال 52 ، نشان از دغدغه های محیط زیستی وی در سال های پیش از آن دارد .

آئین نامه نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب 29 تیرماه 1354 ،  اولین اهرم قانونی پیش بینی شده در این زمینه و نتیجه تلاش های شکل گرفته تا آن زمان است.

اما بی توجهی به این مهم و قصور در چاره اندیشی و اقدام در این رابطه آنقدر ادامه یافت که به گفته دکتر منافی رئیس وقت سازمان حفاظت از محیط زیست در سال 72، «با وجود قانون در این زمینه از سال 54 و درخواست از شورایعالی محیط زیست مبنی بر ارائه زمان مناسب جهت اجرا هیچ وقت به آن عمل نشد.»(4)

با جدی تر شدن این بحث و نمود ضرورت توجه به آن ، از سال 74 بیست و نهمین روز دی ماه «روز هوای پاک» نام گرفت تا با معطوف سازی اذهان عمومی بر این دغدغه ملی و آگاه سازی مردم، زیرساخت های لازم جهت مبارزه با آن فراهم آید .

از دیگر توجهات جدی به مسئله آلودگی هوای تهران در نیمه نخست دهه هفتاد ، بیانیه ای بود موسوم به نام همین شهر که توسط گروهی از کارشناسان، متخصصان و دلسوزان این عرصه صادر گشت . که حاصل این توجهات در سوم اردیبهشت 1374 با ارائه طرح قانونی «نحوه تأمین هوای پاک و جلوگیری از آلودگی هوا» و تصویب آن تحت عنوان «قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا» به بار نشست .

کمیل لنگ مبارزه با آلودگی هوا در سال 79 با تهیه و تصویب برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران توسط دولت جان تازه ای گرفت .

تأکید این برنامه که از ادغام سه مطالعه جامع در خصوص آلودگی هوا، با همکاری موسسات بین المللی شکل گرفت بر هفت محور 1) خودروهای نو، 2) خوروهای مستعمل، 3) حمل و نقل همگانی، 4) سوخت، 5) معاینه فنی خودروها، 6) مدیریت ترافیک، و 7) آموزش همگانی بود .

به جهت پیشبرد اهداف این طرح و رفع نقایص احتمالی اجرای آن نیز ، کمیته ای تحت عنوان «کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوا» به سرپرستی معاونت محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شد . و بر اساس گزارشات این کمیته ، طرح بازنگری برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران در سال 83 ارائه گشت . هرچند که هرگز به تصویب نرسید .

البته داستان آلودگی هوا به اینجا ختم نشد . در بند «ب» ماده 82 قانون دوم برنامه توسعه دولت ، بند«د» ماده 104 برنامه سوم و بند «الف» ماده 62 برنامه چهارم ، نبز توجه ویژه ای متوجه این مقوله بود. تا آنجا که ماده 62 قانون برنامه چهارم، به صراحت اقدام برای کاهش آلودگی هوای تهران و هفت شهر بزرگ را تکلیف کرد . تکلیفی که صد افسوس با کم توجهی و عدم همکاری ارگان های مرتبط ، باز هم راه گشای امر نشد. و بنا بر گزارش کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی پیرامون عملکرد سازمان محیط زیست در سال 88 ، این سازمان به واسطه ایفای نقش ضعیف خود ، نتوانسته است آلودگی هوای این کلانشهرها را به استانداردهای جهانی برساند .(5)

و بدین ترتیب مشکلی که می توانست به راحتی با تدبیر و دلسوزی متولیان امر ، در همان ابتدا محو گردد امروز گره کوریست که بقای زندگی تک تک ما در گرو باز شدن آن است .

 

........................

می توانید فرمت خبری این گزارش را در خبرگزاری مهر ببینید .

..........................................................

1) دوره سوم مجلس شورای اسلامی، جلسه 15،19تیرماه 1367

2)دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی، جلسه 353، 10 اردیبهشت 1346

3)مجله محیط شناسی ، سال 1353، شماره 1 ، صفحه 142-133

4)دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، جلسه 131، 6 مرداد 1372

5)جلسه 131 مجلس شورای اسلامی ، 15 مهر 1388


 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 22:35 توسط روشنک شهبازی| |


چهار ماه پیش پسر پسرعموی دختر عمه صغری خانوم همین همسایه بغلی آقا غلام اینا سرطان گرفت. طفلی 22 سال بیشتر نداشت. مرض امونش نداد. دو ماه نشده رو به قبله اش کرد.

بچه لی لی، زن برادر افاده ای بهجت خانوم یه ریز سرفه می کنه، حتی گاهی نفسش بالا نمی یاد. جیگرم برای مادر بخت برگشته اش کبابه که چطور تحمل می کنه جگر گوشه اش جلوی چشمش پرپر بزنه و نتونه کاری براش بکنه.

میگن خدا غم که میده صبرشم میده. اما ناشکری خوبیت نداره. باز بچه ای هست که دل خوشش باشه . فهیمه عروس مش ممد بقال سر کوچه چی بگه که اجاقش کوره .شوهره هنوز سه سال از زندگیشون نگذشته هوایی شده، پسر می خواد. زندگیشون به مو بنده.

حواس که برای آدم نمی مونه. خودم کم غم و غصه دارم باید غصه در و همسایه هم بخورم. تو همین فکرا برای خودم می رم که یهو یه چیزی تیز از کنار پام رد میشه، فکر می کنم کیسه زباله ای چیزی رو باد زده. نگاه که می کنم می بینم گربه ژاله است. همسایه بغلی خواهر شوهر خواهرم اینا. بنده خدا چند ساله که تنهاست. دل خوش به همین دوست پشمالوشه. اما از ترس در و همسایه مگه جرأت داره حیوون رو ببره خونه؟! سر شب برای گربه اش غذا میبره. حیوون خدا شروع می کنه به صدا کردن. گوشت خریدم، لابد بو کشیده. گوشت کیلویی بیست هزار تومن رو بدم به گربه بچه ام چی بخوره؟ یه نگاه از سر شرمساری بهش می کنم، سیاه شده. انگار از گونی ذغال درش آورده باشن. خونه که می رسم نگاهم می افته به فیش برق. غم عالم به دلم می ریزه. ماه دیگه چقدر باید پول برق بدیم معلوم نیست . یه برگ روزنامه پهن می کنم کف اتاق که سبزی پاک کنم. بزرگ تیتر زده "شهری به وسعت دود" من چهار کلاس سوادم می دونم کجا رو میگه.

حدس دلیل سرفه های بچه لی لی و سرطان مصطفی و اینکه چرا گربه ژاله خاکستری شده و عروس مش ممد اجاقش کوره هم برام سخت نیست.

حتی من چهار کلاس سواد راه حلم می دونم!

تنها چیزی که نمی دونم اینه

چرا شهری داریم به وسعت دود ؟!

 

نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 22:32 توسط روشنک شهبازی| |


با خواندن خبری مبنی بر نحوه ذبح دام های سنگین در کشتارگاه قدیمی سبزوار بی اغراق دود از کله ام بلند شد .

گویا در این کشتارگاه سی سال است به دلیل نبود دستگاه شوکر ، با وارد کردن ضربه از طریق برخورد خودرو به گاو یا شتر ، حیوان را دچار شوک می کنند و پس از آن حیوان را به شیوه" شرعی" ذبح می کنند !

طنز تلخیست که این روزها این گونه رذالت ها هم اسم شرع می گیرد. درد است واقعا" . یک حیوان با چنین قساوتی شوک زده شود تا حضرات دلشان خوش باشد ذبحشان شرعیست و گوشتی که می خورند حلال تر از شیر مادر!

جالب آنکه از کل احکام ذبح فقط محل چاقو کشیدن و فوّاره خونش را گرفته اند و هیچ وقت، حتی لحظه ای، ثانیه ای به ذهن مبارک زحمت تعمق در فلسفه این همه شرط واجب و مستحب برای ذبح شرعی را نداده اند که قدر مشترکشان اجتناب از مرگ توام با درد و رنج حیوان و قساوت قلب انسان است .

من که فکر می کنم این طرز ذبح بیش از آنکه ذبح شرعی حیوان باشد ، ذبح شرعیست که صد افسوس این گونه، آئین خشونت معرفی می شود .

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 22:8 توسط روشنک شهبازی| |


از مهار بیابانزایی حمایت می کنم .

نه به این خاطر که درویش را می شناسم و افکارش را می پسندم . و نه چون مرد خستگی ناپذیر محیط زیست لقبش داده اند .

از مهار بیابانزایی حمایت می کنم . نه به خاطر درویش و این بار حتی نه برای محیط زیست رنجور این مرز و بوم . چرا که معتقدم حمایت از آن به مثابه حمایت از حق بیان است . حق ابراز عقیده، حق اندیشیدن...

حرف های درویش چه درست و چه غلط، چه موافق چه مخالف ، همه حرف هایی بودند قابل تعمق و توجه و از سر دلسوزی و عشق .

شاید دیگر وقتش رسیده بفهمیم هر صدایی را ولو مخالف باید شنید و وقع نهاد، چه رسد

به آن صدایی که از سر دلسوزی و به قصد سازندگیست...

عصر ، عصر تبادل اندیشه هاست . فیلترینگ را باید به صندوقچه تاریخ سپرد .

نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 14:59 توسط روشنک شهبازی| |


حتم دارم این عکس خیلی از شما را به خواندن این متن ترغیب کرده . صحنه دردناک و تأثیر گذاری از اضمحلال تدریجی و دهشتناک طفلکانی معصوم، تنها به جرم خوردن غذایی که در اختیار دارند !

و از سوی دیگر دانشمندان، سرمایه گذاران، و احیانا" سیاست مدارانی که بی خم ابرو رقص مرگ بر سر آنان را به نظاره نشسته اند.

این صحنه ایست که خیلی ها می خواهند در ذهن ما ایجاد کنند. برخی می گویند از روی غرض، برخی می گویند از روی جهل و خوشبین ها این تلاش را از سر خیرخواهی نا آگاهانه می پندارند.

که صد البته نیت هر چه که باشد، رسیدن به مقصود کار دشواری نیست. تنها کافیست در ناخودآگاه ذهن افراد زنگ خطر به صدا درآید. با یک هشدار، یک کج نمایی، یک فرضیه ولو اثبات نشده، یا حتی یک عکس، شبیه این که پیش روی شماست.

بحث بیوتکنولوژی و محصولات تراریخته این روزها، جذابیت خاص خودش را دارد. و مانند هر علم نوینی، طرفداران و مخالفانی که مجّدانه می کوشند حقانیت ایده خویش را به اثبات برسانند. و صد البته طبیعی می نماید اگر این مخالفان یا موافقان برای نیل به هدف، دست به بزرگ نمایی و اغراق نا عادلانه زده و خواسته یا ناخواسته موجب تحریف حقیقت و گمراهی عموم گردند .

بی شک این رسالت رسانه های عمومیست تا با اطلاع رسانی شایسته و بی طرفانه و فارغ از هر گونه تعصب و پیش داوری زمینه آگاهی و ارتقای دانش عمومی کشور را فراهم نموده  و با احترام به قوه درک مصرف کنندگان این محصولات، اختیار قبول یا عدم پذیرش این محصولات را به آنان واگذارند.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 20:25 توسط روشنک شهبازی| |


می ترسم...

از آن خدایی که شمایان به من نمایاندید..که بزرگست و قادر... اما جبّار و قهّار...

خدایی که برای رضایش باید سر بُرید... حتی با تزویر و ریا...با مال حرام! برای خودنمایی..!

می کُشیم و می کُشیم بی لحظه ای درنگ، که این همه کشتار برای چیست؟



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 19:31 توسط روشنک شهبازی| |


ترکیدگی لوله نفت در مسیر انتقال نفت پلدختر به مرکزی موجب آلوده شدن دهها کیلومتر از مسیر رودخانه کشکان شد.

 در حادثه ای که ساعت 7 صبح امروز در مسیر خطوط انتقال نفت پلدختر رخ داد کیلومترها از آب رودخانه کشکان آلوده شد تا برای چندمین بار در طول سالهای اخیر این رودخانه شاهد تلفات بیشمار آبزیان باشد.

مدیر کل سازمان محیط زیست استان لرستان در اینباره گفت :

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 18:41 توسط روشنک شهبازی| |